شهادت اولین مومن و اولین مظلوم را بر ایتام آل محمد(ص) تسلیت می گویم

اثبات ولایت و حجت اللهی حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) بر اساس فضایل ایشان در احادیث

ضرورت وجود حجت الله در زمین در مقاله دیگری بررسی شده است و مشخص گردید که از زمان آدم تا به حال این سنت الهی بوده است که حجت الهی در زمین حضور داشته باشد. بدون حجت خدا زمین بر جای نخواهد ماند. هر کس حجت خدا را رها کند هلاک می گردد و هر کس ملازمش باشد؛ نجات می یابد.

پس از پیامبر ختمی مرتبت، حضرت امیرالمومنین (ع) حجت خدا بر خلق و خلیفه الله هستند و پس از ایشان ائمه معصومین (علیهم السّلام) طبق نصّ الهی حجت خدا در زمین و خلیفه الله و جانشین پیامبر اکرم (ص) می باشند. در معارف شیعی متأخر به خلیفه و جانشین خدا بودن ائمه معصومین (علیهم السّلام) کمتر توجه و تبیین شده است. از دیر باز مقام خلیفه الهی مورد ادعای فرقه های مختلف از جمله صوفیه و گروههایی که به مشرب صوفیان علاقمند هستند و همچنین حکام و دیگر گروهها قرار گرفته است اما در واقع تنها انسانهای کامل و خلیفه ها و حجتهای خداوندی بر روی زمین منحصرا ائمه اطهار (علیهم السّلام) هستند.

احادیث بسیاری از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (علیهم السّلام) درباره فضایل و منزلت والای حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) به ما رسیده است و بعضی از احادیث به ابعادی از منزلت و فضایل حضرت امیرالمومنین (ع) اشاره دارد که ولایت، حجه اللهی و خلیفه اللهی حضرت را به اثبات می رساند.

حضرت امیرالمومنین (ع) به عنوان حجت خدا در بین مخلوقات دارای شأن و فضایلی است که در این مقاله سعی شده است جایگاه و منزلت حضرت امیرالمومنین (ع) نزد خداوند عزّ و جلّ طبق سخن معصومین (علیه السّلام) و به خصوص پیامبر ختمی مرتب (ص) بررسی گردد. همچنین حضرت رسول الله (ص) در بسیاری از احادیث منزلت و فضایل سید الوصیین علی بن ابیطالب (ع) را نسبت به خود یادآور شدند تا دلایل قطعی و محکمی برای پذیرش حجت الهی و خلیفه اللهی حضرت امیرالمومنین (ع) و وصی خاتم النبیین بودن ایشان وجود داشته باشد.

علاوه بر این در زمان حیات پیامبر (ص) پس از آن کرامات و خرق عاداتی از حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین (ع) به وقوع پیوسته است که دلایلی محکم در امامت، ولایت و حجت اللهی و خلیفه اللهی ایشان بوده است.

در این مجال به بررسی این موضوعات می پردازیم.

۱- مقام و جایگاه حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در نزد خداوند

در احادیث رسیده از ائمه معصومین (علیهم السّلام) منزلت حضرت امیرالمومنین (ع) به عنوان ولی خدا، حجت خدا و جانشین خداوند بر خلق بیان شده است. در این مجال به ذکر چند حدیث در این باره می پردازیم.

و عن الأسماخ بن الخزرج قال؛ «قال رسول اللّه (ص): يا علي لا يتقدّمك بعدي إلّا كافر و لا يتخلّف عنك إلّا كافر، أنت نور اللّه في عباده و حجّة اللّه‏ في بلاده و سيف اللّه على أعدائه، و وارث علوم أنبيائه، أنت كلمة اللّه العليا و آيته الكبرى و لا يقبل اللّه الإيمان إلّا بولايتك‏»( مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، صفحه ۸۱)

و از اسماخ بن خزرج نقل شده است که رسول الله (ص) فرمودند: ای علی، بعد از من جز کافر کسی بر تو تقدم نمی جوید و از تو جز کافر روی بر نمی گرداند، تو نور خداوند در میان بندگان و حجت خدا در بلادش هستی و شمشیر خداوند بر دشمنانش هستی و وارث علوم انبیای الهی هستی، تو کلمه علیای الله و نشانه با عظمت الهی هستی و ایمان جز با ولایت تو پذیرفته نمی شود.

– حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) درباره حجت خدا و جانشین الهی بودن حضرت امیرالمومنین (ع) فرموده اند:

«حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) بِقُمَّ فِي رَجَبٍ سَنَةَ تِسْعٍ وَ ثَلَاثِينَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ يَاسِرٍ الْخَادِمِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا (ع) عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِعَلِيٍّ (ع):‏ يَا عَلِيُّ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ وَ أَنْتَ بَابُ اللَّهِ وَ أَنْتَ الطَّرِيقُ إِلَى اللَّهِ وَ أَنْتَ النَّبَأُ الْعَظِيمُ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ وَ أَنْتَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى يَا عَلِيُّ أَنْتَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ خَيْرُ الْوَصِيِّينَ وَ سَيِّدُ الصِّدِّيقِينَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْفَارُوقُ الْأَعْظَمُ وَ أَنْتَ الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ يَا عَلِيُّ أَنْتَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي وَ أَنْتَ قَاضِي دَيْنِي وَ أَنْتَ مُنْجِزُ عِدَاتِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْمَظْلُومُ بَعْدِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْمُفَارِقُ بَعْدِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْمَحْجُورُ بَعْدِي أُشْهِدُ اللَّهَ تَعَالَى وَ مَنْ حَضَرَ مِنْ أُمَّتِي أَنَّ حِزْبَكَ حِزْبِي وَ حِزْبِي حِزْبُ اللَّهِ وَ أَنَّ حِزْبَ أَعْدَائِكِ حِزْبُ الشَّيْطَانِ»( عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏۲ ،ص ۶ – بحار الأنوار ، ج ‏۳۸ ، ص۱۱۱)

حمزة بن محمّد كه نسبش به علىّ بن الحسين (ع) مي رسد در قم در ماه رجب به سال ۳۳۹ روايت كرد از پدرش از ياسر خادم از امام هشتم و او از پدرانش (عليهم السّلام) از حضرت امام حسين بن علىّ (ع) نقل فرمودند رسول خدا (ص) به حضرت امام علىّ بن ابى طالب (ع) فرمودند: يا علىّ، تو حجت خدا هستی و تو باب (تقرّب) به خدا هستی و تو راه به سوى خدا هستی و تو آن خبر عظيم هستی و تو صراط مستقيم حقّ هستی و تو مثل اعلاى الهى هستی. يا علىّ، تو امام مسلمين و اميرمؤمنين و بهترين وصيّين و اشرف صدّيقين هستی. يا علىّ تو فاروق اعظم (جداكننده حقّ از باطل) هستی و تو صدّيق اكبر هستی. يا علىّ تو جانشين من بر امّتم هستی و تو ادا كننده ديون من هستی و تو انجام دهنده وعده ‏هاى من هستی. يا علىّ تو پس از من مظلوم واقع خواهى شد و مورد ستم قرار خواهى گرفت. يا علىّ پس از من از تو كناره جويند، يا علىّ پس از من محجور و خانه ‏نشين گردى، خدا را گواه مي گيرم و هر كس را كه حضور دارد از امّت من كه حزب تو حزب من است و حزب من حزب خدا است و حزب دشمنان تو حزب شيطان است.

در حدیث دیگری حضرت امیرالمومنین (ع) درباره مقام حجه اللهی خود چنین فرموده اند:

– «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ (رَحِمَهُ اللَّهُ) قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ وَ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلٍ عَنْ غروان [غَزْوَانَ‏] الضَّبِّيِّ قَالَ أَخْبَرَنِي عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ إِسْحَاقَ عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) قَالَ: أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ‏ وَ أَنَا خَلِيفَةُ اللَّهِ وَ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ وَ أَنَا بَابُ اللَّهِ وَ أَنَا خَازِنُ عِلْمِ اللَّهِ وَ أَنَا الْمُؤْتَمَنُ عَلَى سِرِّ اللَّهِ وَ أَنَا إِمَامُ الْبَرِّيَّةِ بَعْدَ خَيْرِ الْخَلِيقَةِ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ (ص)»( أمالي(للصدوق)، ص ۳۵ –  بحار الأنوار، ج ‏۳۹، ص ۳۳۵) محمد بن موسی بن متوکل با اسنادی از نعمان بن سعد نقل کرده است که حضرت امير المؤمنين (ع) فرمودند: من حجت خدا و خليفة خدا و راه به سوی خدا و باب اللَّه هستم. من خزانه دار علم خدا و امين سرّ خدا هستم. من امام خلق پس از بهترين خلق محمد پیامبر رحمت (ص) هستم.

۱- ۱ – اعتقاد به امامت حضرت امیرالمومنین (ع) رکن ایمان

از جمله مقامهایی که برای حضرت امیرالمومنین (ع) از طرف خداوند قرار داده شده مقام ولایت ایشان بر مخلوقات است. اعتقاد به امامت و ولایت حضرت امیرالمومنین (ع) رکن ایمان قلمداد می شود. به ذکر دو حدیث در این باره بسنده می کنیم:

– «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّائِغُ الْعَدْلُ قَالَ حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ بْنِ بَزِيعٍ الْخَزَّازُ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبَانٍ عَنْ سَلَّامِ بْنِ أَبِي عَمْرَةَ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ الْمَكِّيِّ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَةَ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ أَسِيدٍ الْغِفَارِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):‏ يَا حُذَيْفَةُ إِنَّ حُجَّةَ اللَّهِ‏ عَلَيْكُمْ [عَلَيْكَ‏] بَعْدِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ الْكُفْرُ بِهِ كُفْرٌ بِاللَّهِ وَ الشِّرْكُ بِهِ شِرْكٌ بِاللَّهِ وَ الشَّكُّ فِيهِ شَكٌّ فِي اللَّهِ وَ الْإِلْحَادُ فِيهِ إِلْحَادٌ فِي اللَّهِ وَ الْإِنْكَارُ لَهُ إِنْكَارٌ لِلَّهِ وَ الْإِيمَانُ بِهِ إِيمَانٌ بِاللَّهِ لِأَنَّهُ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِيُّهُ وَ إِمَامُ أُمَّتِهِ وَ مَوْلَاهُمْ وَ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَى الَّتِي‏ لَا انْفِصامَ لَها وَ سَيَهْلِكُ فِيهِ اثْنَانِ وَ لَا ذَنْبَ لَهُ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُقَصِّرٌ يَا حُذَيْفَةُ لَا تُفَارِقَنَّ عَلِيّاً فَتُفَارِقَنِي وَ لَا تُخَالِفَنَّ عَلِيّاً فَتُخَالِفَنِي إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ مَنْ أَسْخَطَهُ فَقَدْ أَسْخَطَنِي وَ مَنْ أَرْضَاهُ فَقَدْ أَرْضَانِي»( لأمالي( للصدوق)، ص ۱۹۷ – إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ‏۳، ص ۶۱ – ۶۰ – با اندکی تفاوت جامع الأخبار، ص ۱۳ و مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، ص ۹۰)

احمد بن محمد الصائغ العدل از  عیسی بن محمد علوی از ابوعوانه از محمد بن سلیمان بزیع خزّار از اسماعیل بن ابان از سلام بن ابو عمره خراسانی از معروف خرّبوذ مکی از ابوطفیل عامر بن واثله از حذيفة بن اسيد غفارى نقل می کند که رسول خدا (ص) فرمودند: اى حذيفه به راستى حجت خدا بعد از من بر شما على بن ابى طالب است كفر به او كفر به خدا است، شرك به او شرك به خدا است، شك در او شك در خدا است و الحاد در او الحاد در خدا است، انكار او انكار خدا است ايمان به او ايمان به خدا است زيرا او برادر رسول خدا و وصى او و امام امت او و سرور و مولای آنها است و او حبل اللَّه المتين است و عروة الوثقائى كه هرگز نخواهد گسست‏ و دو گروه درباره او هلاك شوند و او تقصير ندارد؛ دوستان غلو كننده و افرادی که در حق او کوتاهی کنند. اى حذيفه از على جدا مشو كه از من جدا شده باشى و با او مخالفت مكن كه با من مخالف کرده باشى. على از من است و من از على هر كه او را به خشم آرد مرا به خشم آورده است و هر كه او را خشنود كند؛ مرا خشنود كرده است.

در حدیث ذیل نیز پذیرش امامت و ولایت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) رکن ایمان ذکر شده است و منکر ایشان منکر رسول ختمی مرتبت یاد شده است:

– حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع)‏: أَنَّهُ جَاءَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّكَ تُدْعَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَنْ أَمَّرَكَ عَلَيْهِمْ؟ قَالَ (ع) اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ أَمَّرَنِي عَلَيْهِمْ فَجَاءَ الرَّجُلُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ يُصَدَّقُ عَلِيٌّ فِيمَا يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ أَمَّرَهُ عَلَى خَلْقِهِ؟ فَغَضِبَ النَّبِيُّ (ص) ثُمَّ قَالَ إِنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ بِوَلَايَةٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَقَدَهَا لَهُ فَوْقَ عَرْشِهِ وَ أَشْهَدَ عَلَى ذَلِكَ مَلَائِكَتَهُ إِنَّ عَلِيّاً خَلِيفَةُ اللَّهِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ وَ إِنَّهُ لَإِمَامُ الْمُسْلِمِينَ طَاعَتُهُ مَفْرُوضَةٌ مَقْرُونَةٌ بِطَاعَةِ اللَّهِ وَ مَعْصِيَتُهُ مَقْرُونَةٌ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ فَمَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ جَهِلَنِي وَ مَنْ عَرَفَهُ فَقَدْ عَرَفَنِي وَ مَنْ أَنْكَرَ إِمَامَتَهُ فَقَدْ أَنْكَرَ نُبُوَّتِي وَ مَنْ جَحَدَ إِمْرَتَهُ فَقَدْ جَحَدَ رِسَالَتِي وَ مَنْ دَفَعَ فَضْلَهُ فَقَدْ نَقَصَنِي وَ مَنْ قَاتَلَهُ فَقَدْ قَاتَلَنِي وَ مَنْ سَبَّهُ فَقَدْ سَبَّنِي لِأَنَّهُ مِنِّي خُلِقَ مِنْ طِينَتِي وَ هُوَ زَوْجُ فَاطِمَةَ ابْنَتِي وَ أَبُو وُلْدِي الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ثُمَّ قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَعْدَاؤُنَا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ أَوْلِيَاؤُنَا أَوْلِيَاءُ اللَّه.‏»( بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج ۲، ص ۲۴و امالي صدوق، ص ۱۳۲- ۱۳۱و إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ‏۳، ص ۵۹)

جعفر بن محمد مسرور با اسنادی از ابوحمزه از حضرت امام سجاد از پدر گرامیش از امیرالمومنین (ع) نقل می کند: مردى خدمت حضرت على (ع) آمد و عرض كرد به شما امير المؤمنين گويند چه کسی تو را بر آنها امير كرده است؟ فرمودند: خداى جلّ جلاله مرا امير آنها كرده است. آن مرد نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت يا رسول اللَّه على راست مي گويد كه خدا او را بر خلق امير كرده است؟ پيغمبر (ص) خشمگین شدند؛ فرمودند: به راستى على به ولايت از خداى عز و جل بر خلق امير است. از بالاى عرش خود آن را منعقد نموده و ملائكه را گواه گرفته‏ كه على (ع) خليفة اللَّه و حجت اللَّه و امام مسلمانان است طاعتش واجب و قرين طاعت خدا و نافرماني از او قرين نافرمانى خدا است هر كه او را نشناسد مرا نشناخته و هر كه او را بشناسد مرا شناخته است. هر كه منكر امامت او است منكر نبوت من است و هر كه اميرى او را انكار كند رسالت مرا انكار كرده است و هر كه فضایل او را رد كند از فضایل من كاسته است، هر كه با او نبرد كند با من نبرد كرده است و هر كه او را دشنام دهد مرا دشنام داده است زيرا او از من است از گل من خلق شده و او شوهر فاطمه دختر من است و پدر دو فرزندم حسن و حسين است سپس فرمودند: من و على و فاطمه و حسن و حسين و نه فرزند حسين حجتهاى خدا بر خلق او هستیم. دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدا هستند.

۲- ۱ – منزلت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در قرآن

آیات بسیاری در قرآن در فضیلت حضرت امیرالمومنین (ع) نقل شده است. در اینجا به آیه ای از قرآن اشاره می کنیم که ضمن ستودن ایشان به حجه اللهی آن حضرت بر خلق دلالت دارد.

طبق احادیث ائمه معصومین (علیهم السّلام) تاویل اصطلاح قرآنی «جنب الله» حضرت امیرالمومنین (ع) می باشد.

– الصَّادِقُ وَ الْبَاقِرُ وَ السَّجَّادُ وَ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ (ع)‏ فِي هَذِهِ الْآيَةِ قَالُوا جَنْبِ اللَّهِ‏ عَلِيٌّ وَ هُوَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»( مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج‏۳، ص ۲۷۳ – البرهان في تفسير القرآن، ج ‏۴، ص ۷۲۰)

ابن شهر آشوب در کتاب مناقب نقل نموده است حضرت امام سجاد و حضرت امام باقر و حضرت امام صادق (علیهم السّلام) و زید بن علی درباره این آیه (آیه۵۶ سوره مبارکه زمر) فرمودند: «علی (ع) جنب الله است و او حجت خدا بر خلق در روز قیامت است.»

پیامبر اکرم (ص) در حدیث دیگری در این باره فرمودند:

– فِي حَدِيثِ النَّبِيِّ (ص) لِأَبِي ذَرٍّ: يَا أَبَا ذَرٍّ يُؤْتَى بِجَاحِدِ حَقِّ عَلِيٍّ وَ وَلَايَتِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَصَمَّ وَ أَعْمَى وَ أَبْكَمَ يَتَكَبْكَبُ فِي ظُلُمَاتِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ يُنَادِي مُنَادٍ] [يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ و ألقي [يلقى‏] في عنقه طوق من النار»( تفسير فرات الكوفي، ص ٣٧٢ – تفسير فرات الكوفي، ص ۳۶۶ – با اندکی تغییر: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج‏۳، ص ۲۷۳)

در حدیث پیامبر (ص) به اباذر: ای اباذر، روز قیامت کسی را که از روی علم، حقِّ علی و ولایتش را انکار کرده است؛ می آورند در حالی که کر و لال و کور است و در تاریکیهای قیامت با صورت به زمین می خورد و می غلتد، منادی (از جانب او) صدا می زند: افسوس بر من كه در اطاعت فرمان خدا درباره ولایت علی( ع) كوتاهي كردم و طوقی از آتش به گردنش انداخته می شود.

در کتاب مناقب آل ابی طالب (عليهم السلام) حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) درباره جَنْبِ اللَّهِ‏ فرمودند: درباره ولایت علی (ع) است.

درباره تفسیر آیه ۵۶ سوره مبارکه زمر که به جنب الله بودن حضرت امیرالمومنین (ع) اشاره دارد، حضرت امام سجاد (ع) فرمودند:

– «حَدَّثَنَا فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْكُوفِيُّ مُعَنْعَناً عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (ع):‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ»‏ قَالَ جَنْبُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَ هُوَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَلَى الْخَلْقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أَمَرَ اللَّهُ [عَلَى‏] خُزَّانِ جَهَنَّمَ أَنْ يَدْفَعَ مَفَاتِيحَ جَهَنَّمَ إِلَى عَلِيٍّ فَيُدْخِلُ مَنْ يُرِيدُ وَ يُنْجِي مَنْ يُرِيدُ وَ ذَلِكَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ مَنْ أَحَبَّكَ فَقَدْ أَحَبَّنِي وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوكَ يَا عَلِيُّ إِنَّ لِوَاءَ الْحَمْدِ مَعَكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَقْدَمُ بِهِ قُدَّامَ أُمَّتِي وَ الْمُؤَذِّنُونَ عَنْ يَمِينِكَ وَ عَنْ شِمَالِكَ»( تفسير فرات الكوفي، ص ۳۶۶ – بحار الأنوار، ج ‏۳۹، ص ۲۳۲)

فرات بن ابراهیم کوفی به طور معنعن از حضرت علی بن حسین امام سجاد (ع) نقل می کند در سخن خداوند تعالی «يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ  (آیه۵۶ سوره مبارکه زمر)»‏ فرمودند: «جَنْبُ اللَّهِ» علی است و او حجت خدا بر خلق است در روز قیامت. روز قیامت  خداوند بر نگهبانان گماشته بر جهنم امر می فرماید که کلیدهای جهنم را به حضرت علی بن ابیطالب بدهید پس وارد می کند هر که را بخواهد و نجات می بخشد هر کسی را که اراده نماید. به این دلیل است که رسول الله (ص) فرمودند: هر که ترا دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر که ترا دشمن بدارد با من دشمنی نموده است. ای علی، تو برادر من هستی و من برادر تو هستم. ای علی همانا لوا و پرچم حمد و ستایش در روز قیامت با تو است که پیشی جویان امتم بدان پیشی می جویند و‌ اعلان کنندگانی از سمت راست و چپ تو می آیند.

۳ – ۱- بشارت ولایت و امامت حضرت امیرالمومنین (ع) در معراج پیامبر(ص)

بسیار نقل شده است که خداوند در معراج پیامبر (ص) با صدای حضرت امیرالمومنین (ع) که مورد علاقه رسول الله (ص) بودند سخن گفتند. یکی از رهاوردهای اصلی معراج بشارت ولایت و امامت مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب (ع) می باشد. در این حدیث پیامبر (ص) به این مطلب اشاره شده است:

– «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ السِّنَانِيُّ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْأَسَدِيُّ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ لِعَلِيٍّ (ع) يَا عَلِيُّ أَنْتَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ بَعْدِي عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ وَصِيُّ سَيِّدِ النَّبِيِّينَ يَا عَلِيُّ إِنَّهُ لَمَّا عُرِجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ السَّابِعَةِ وَ مِنْهَا إِلَى سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى وَ مِنْهَا إِلَى حُجُبِ النُّورِ وَ أَكْرَمَنِي رَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ بِمُنَاجَاتِهِ قَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّيْكَ رَبِّي وَ سَعْدَيْكَ تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ قَالَ إِنَّ عَلِيّاً إِمَامُ أَوْلِيَائِي وَ نُورٌ لِمَنْ أَطَاعَنِي وَ هُوَ الْكَلِمَةُ الَّتِي أَلْزَمْتُهَا الْمُتَّقِينَ مَنْ أَطَاعَهُ أَطَاعَنِي وَ مَنْ عَصَاهُ عَصَانِي فَبَشِّرْهُ بِذَلِكَ فَقَالَ عَلِيٌّ (ع) يَا رَسُولَ اللَّهِ بَلَغَ مِنْ قَدْرِي حَتَّى إِنِّي أُذْكَرُ هُنَاكَ فَقَالَ نَعَمْ يَا عَلِيُّ فَاشْكُرْ رَبَّكَ فَخَرَّ عَلِيٌّ (ع) سَاجِداً شُكْراً لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا عَلِيُّ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ بَاهَى بِكَ مَلَائِكَتَهُ. »( امالي صدوق، ص ۳۰۰ – بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج ‏۲، ص ۳۵ – ۳۴)

محمد بن احمد سنانی با اسنادی از ابن عباس نقل می کند که رسول خدا (ص) به على (ع) فرمودند: اى على تو امام مسلمانان و امير مؤمنان و قائد الغر المحجلين و پس از من حجت خدا بر همه خلق هستی. تو سيد اوصياء و وصى سيد انبيا هستی. اى على چون مرا به آسمان هفتم بالا بردند و از آنجا به سدرة المنتهى رسيدم و از آنجا به حجب نور و پروردگارم جلّ جلاله مرا گرامى داشت خود با من سخن گفت؛ فرمود: اى محمد، گفتم: لبيك ربى و سعديك تباركت و تعاليت. فرمودند: به درستى كه على امام اوليای من و نور است براى هر كه مرا اطاعت كرده است و او کلمه ای (اشاره به کلمه الله) ‏است که متقین را بر آن ملزم کرده ام. هر كه او را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و هر كه او را نافرمانى كند مرا نافرمانى كرده است، او را بدين مژده ده. حضرت امیرالمومنین (عم) عرض كردند: يا رسول اللَّه مقام من به آنجا رسيده كه در آن مقام ذكر شوم؟ پیامبر (ص) فرمودند: آرى على پروردگارت را شكر كن على رو بر خاك نهاد و سجده كرد به شكرانه اين نعمتى كه خدا به او داده است، رسول خدا (ص) فرمودند: اى على سر بردار كه خدا با تو بر ملائكه خود مباهات می کند.

۴ – ۱ – منزلت و مرتبت حضرت امیرالمومنین (ع) در روز قیامت

پیامبر خدا (ص) بارها و بارها به مقام حضرت امیرالمومنین (ع) منزلت ایشان در روز قیامت اشاره نموده اند.

در حدیث ثقلین پیامبر (ص) منزلت اهل بیت عصمت و حضرت امیرالمومنین (ع) را ذکر نمودند و به گرد هم آمدن اهل بیت (علیهم السّلام) نزد حضرت پیامبر (ص) کنار حوض کوثر در روز قیامت تأکید نمودند:

– «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ وَ هُوَ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِي عِتْرَتِي»( بحارالانوار، ج ۲۳، ص۱۰۸)  من در میان شما ثقلین را قرار دادم یکی بزرگتر از دیگری است: کتاب خدا که ریسمانی ممتد است آسمان به سوی زمین و عترت خویش که خاندان من هستند این دو را جدایی نبود تا آنگاه که گرد کوثر بر من وارد شوند. پس بنگرید که چگونه سفارش مرا در مورد آنها رعایت می‌کنید.

در حدیث ذیل نیز به منزلت حضرت امیرالمومنین (ع) در روز قیامت اشاره شده است:

-« حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيُّ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):‏ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُؤْتَى بِكَ يَا عَلِيُّ عَلَى عِجْلَةٍ [نَاقَةٍ] مِنْ نُورٍ وَ عَلَى رَأْسِكَ تَاجٌ لَهُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ عَلَى كُلِّ رُكْنٍ ثَلَاثَةُ أَسْطُرٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ وَ تُعْطَى مَفَاتِيحَ الْجَنَّةِ ثُمَّ يُوضَعُ لَكَ كُرْسِيٌّ يُعْرَفُ بِكُرْسِيِّ الْكَرَامَةِ فَتَقْعُدُ عَلَيْهِ ثُمَّ يُجْمَعُ لَكَ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ فَتَأْمُرُ بِشِيعَتِكَ إِلَى الْجَنَّةِ وَ بِأَعْدَائِكَ إِلَى النَّارِ فَأَنْتَ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ أَنْتَ قَسِيمُ النَّارِ وَ لَقَدْ فَازَ مَنْ تَوَلَّاكَ وَ خَسِرَ مَنْ عَادَاكَ فَأَنْتَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ أَمِينُ اللَّهِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ الْوَاضِحَةُ»(بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج ‏۲، ص ۲۱۰ و  امالي صدوق، ص۶۷۱ – ۶۷۰ و بحار الأنوار، ج ‏۳۹ ، ص ۱۹۳ و بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج ‏۲، ص ۲۱۰)

حسین بن ابراهیم بن احمد بن هشام مودب با اسنادی از علی بن ابوحمزه نقل نمودند حضرت امام صادق (ع) از پدران گرامیشان نقل کردند از حضرت علی (ع) که حضرت رسول الله (ص) فرمودند: اى على، در قيامت تو را سوار ناقه ‏اى از نور می آورند و بر سرت تاجى است كه چهار ركن دارد و هر ركنى سه سطر است‏ «لا اله الا اللَّه، محمد رسول اللَّه، على ولى اللَّه‏» كليدهاى‏ بهشت را به تو دهند و تو را بر تخت معروف به تخت كرامت نشانند و همه اولين و آخرين بر يك پهنا زمين گرد تو باشند و تو دستور دهى كه شيعیانت را به بهشت برند و دشمنانت را به دوزخ برند. تو تقسیم کننده بهشت و دوزخ هستی. هر كه ترا دوست بدارد رستگار است و هر كه با تو دشمنی کند زيانکار است. تو در آن روز امين خدا و حجت آشكار خدا هستی.

۲- منزلت حضرت امیرالمومنین (ع) به عنوان خلیفه الله و جانشین پیامبر اکرم (ص)

با نزول آیه «وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ(شعرا، ۲۱۴)» پیامبر (ص) دعوت علنی خود را از در جلسه ای با خویشاوندان خویش که از سران قریش بودند آغاز نمودند. در آن جلسه حضرت محمد (ص) فرمودند: «هر که با ايشان بيعت کند برادر و وصي و وزير ايشان خواهد بود.» اما هیچ فردی جز حضرت علي (ع) که سن زیادی هم نداشت به اين درخواست حضرت پیامبر (ص) جواب مثبت نداد. پس از سه بار تکرار درخواست و سه بار پاسخ مثبت از سوی حضرت امیرالمومنین (ع) در همان جلسه حضرت رسول الله (ص) حضرت امیرالمومنین (ع) را برادر و وصي و وزير خویش قرار دادند.

پس از این واقعه نیز پیامبر اکرم (ص) از هر موقعیتی برای معرفی امیرالمومنین (ع) به عنوان حجه الله، خلیفه الله، وصی رسول الله و امام و پیشوای مسلمانان استفاده کردند.

در این بخش بعضی از احادیثی ذکر می شود که دالّ بر منزلت و فضایل والای حضرت علی بن ابیطالب (ع) برای دریافت رتبت حجت اللهی و خلیفه اللهی و ولایت بر مخلوقات دارد.

۱ – ۲ – فضایل مشترک امیرالمومنین (ع) با حضرت رسول الله (ص)

مولی الموحدین حضرت امام علی بن ابی طالب (ع) دارای فضایل و رتبتی بودند که خلیفه اللهی و امامت را پس از پیامبر اکرم (ص) بر عهده گرفتند و در واقع بسیاری از فضایل وصی رسول الله حضرت امیرالمومنین (ع) با حضرت پیامبر اکرم (ص) مشترک بوده است. در احادیثی نیز به این مطلب اشاره شده است:

– « أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمِّهِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ رَحِمَهُمُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُرَاتِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)‏: إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ خَلِيفَةُ اللَّهِ وَ خَلِيفَتِي وَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ وَ حُجَّتِي وَ بَابُ اللَّهِ وَ بَابِي وَ صَفِيُّ اللَّهِ وَ صَفِيِّي وَ حَبِيبُ اللَّهِ وَ حَبِيبِي وَ خَلِيلُ اللَّهِ وَ خَلِيلِي وَ سَيْفُ اللَّهِ وَ سَيْفِي وَ هُوَ أَخِي وَ صَاحِبِي وَ وَزِيرِي وَ وَصِيِّي مُحِبُّهُ مُحِبِّي وَ مُبْغِضُهُ مُبْغِضِي وَ وَلِيُّهُ وَلِيِّي وَ عَدُوُّهُ عَدُوِّي وَ حَرْبُهُ حَرْبِي وَ سِلْمُهُ سِلْمِي وَ قَوْلُهُ قَوْلِي وَ أَمْرُهُ أَمْرِي وَ زَوْجَتُهُ ابْنَتِي وَ وُلْدُهُ وُلْدِي وَ هُوَ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ خَيْرُ أُمَّتِي أَجْمَعِين‏»( بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج ‏۲، ص ۳۱ – بحار الأنوار، ج۲۶‏، ص ۲۶۳ – بحار الأنوار، ج ‏۳۸ ، ص ۱۵۱ و امالي، ص ۲۰۳)

شیخ ابو محمد حسن بن حسین بن حسن بن بابویه با اسنادی از محمد بن فرات نقل کرده است که حضرت ابی جعفر امام محمد بن علی باقر از پدرش و اجداد بزرگوارش نقل فرمودند که رسول الله (ص) فرمودند: همانا على بن ابى طالب خليفه خدا و خليفه من و حجت خدا و حجت من و باب خدا و باب من و برگزیده خدا و برگزیده من و حبيب خدا و حبيب من و خليل خدا و خليل من و شمشير خدا و شمشير من است. او برادر من و دوست و وزير و وصى من است دوستدار او دوست من و كينه‏ توزی با او كينه ‏توزی با من است. ولىّ او ولى من دشمن او دشمن من جنگ با او جنگ با من و صلح با او صلح با من و سخن او سخن من امر او، امر من است همسرش دختر من و فرزندش فرزند من و او سيد الوصيين و بهترين فرد امت من است.

از جمله احادیثی که به فضیلت مشترک پیامبر اسلام (ص) و حضرت امیرالمومنین (ع) اشاره دارد حدیثی از انس بن مالک است که در کتب عامه و شیعه نقل شده است و حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند که من و حضرت علی (ع) حجت خداوند در میان بندگان هستیم:

– «نَقَلْتُ مِنْ كِتَابِ الْأَرْبَعِينَ لِلْحَافِظِ أَبِي بَكْرٍ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ اللَّفْتُوَانِيِّ عَنْ عَطَاءِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):‏ أَنَا وَ عَلِيٌّ حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَلَى عِبَادِهِ‏»( امالي صدوق ، ص ۲۰۳)

در کتاب اربعین از حافظ بن ابوبکر محمد بن ابو نصر بن ابی بکر اللفتوانی از عطاء بن میمون از انس بن مالک نقل شده است که رسول الله (ص) فرمودند: من و علی حجت خدا بر بندگانش هستیم.

این حدیث در نقلهای دیگری چنین آمده است:

– «وَ بِالْإِسْنَادِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ كُنْتُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) إِذْ أَقْبَلَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ): أَنَا وَ هَذَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»( الروضة في فضائل أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليهما السلام، ص ۹۵ – كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين عليه السلام، ص۲۹۴)

با اسنادی که به انس بن مالک می رسد از او نقل شده است در نزد رسول الله (ص) بودم زمانی که علی (ع) وارد شد نبی اکرم (ص) فرمودند: من و او حجت خدا بر مردم در روز قیامت هستیم.

۲ – ۲ – جایگاه حضرت امیرالمومنین (ع) نسبت به حضرت رسول الله (ص)

منزلت حضرت امیرالمومنین (ع) نسبت به حضرت رسول الله (ص) در حدیث منزلت «‌أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنـّه لانَبیّ بَعدی‌» بیان شده است که به تواتر در کتابهای شیعه و سنی نقل شده است. این حدیث بر عصمت و جانشینی حضرت امیرالمومنین (ع) تاکید دارد.

علاوه بر حدیث منزلت احادیث بسیار دیگری نیز به جایگاه حضرت امیرالمومنین (ع) نسبت به حضرت رسول الله (ص) اشاره نموده اند که در اینجا به ذکر بعضی از این احادیث می پردازیم:

– «أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ بِالرَّيِّ سَنَةَ عَشَرَةٍ وَ خَمْسِمِائَةٍ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمِّهِ الشَّيْخِ السَّعِيدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ رَحِمَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الشَّيْبَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْكُوفِيُّ الْأَسَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ سُلَيْمَانَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ أَبِي صَفِيَّةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ غِلَابَةَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَقِيصَا عَنْ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) عَنْ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)‏: يَا عَلِيُّ أَنْتَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوكَ أَنَا الْمُصْطَفَى لِلنُّبُوَّةِ وَ أَنْتَ الْمُجْتَبَى لِلْإِمَامَةِ وَ أَنَا صَاحِبُ التَّنْزِيلِ وَ أَنْتَ صَاحِبُ التَّأْوِيلِ وَ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي وَ وَزِيرِي وَ وَارِثِي وَ أَبُو وُلْدِي شِيعَتُكَ شِيعَتِي وَ أَنْصَارُكَ أَنْصَارِي وَ أَوْلِيَاؤُكَ أَوْلِيَائِي وَ أَعْدَاؤُكَ أَعْدَائِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ صَاحِبِي عَلَى الْحَوْضِ غَداً وَ أَنْتَ صَاحِبِي فِي الْمَقَامِ الْمَحْمُودِ وَ أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِي فِي الْآخِرَةِ كَمَا أَنَّكَ صَاحِبُ لِوَائِي فِي الدُّنْيَا لَقَدْ سَعِدَ مَنْ تَوَلَّاكَ وَ شَقِيَ مَنْ عَادَاكَ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَقَدَّسَ ذِكْرُهُ بِمَحَبَّتِكَ وَ وَلَايَتِكَ وَ اللَّهِ إِنَّ أَهْلَ مَوَدَّتِكَ فِي السَّمَاءِ لَأَكْثَرُ مِنْهُمْ فِي الْأَرْضِ يَا عَلِيُّ أَنْتَ أَمِينُ أُمَّتِي وَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَلَيْهَا بَعْدِي قَوْلُكَ قَوْلِي وَ أَمْرُكَ أَمْرِي وَ طَاعَتُكَ طَاعَتِي وَ زَجْرُكَ زَجْرِي وَ نَهْيُكَ نَهْيِي وَ مَعْصِيَتُكَ مَعْصِيَتِي وَ حِزْبُكَ حِزْبِي وَ حِزْبِي حِزْبُ اللَّهِ‏ وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُون.»( بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج‏۲، ص۵۵ و أمالي صدوق، ص ۳۳۲ – ۳۳۱)

ابو محمد حسن بن حسین بن حسن بن حسین بن علی بن بابویه از ری سال ۵۱۰ از عمویش محمد بن حسن از پدرش حسن بن حسین از عمویش شیخ سعید ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه از محمد بن احمد شیبانی از محمد بن جعفر کوفی اسدی از محمد بن اسماعیل برمکی از عبدالله بن احمد از قاسم بن سلیمان ثابت بن ابی صفیه از سعد بن غلابه از ابی سعید عقصا نقل کرده است سید الشهدا حسین بن علی بن ابیطالب (ع) از سید الاوصیاء امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) نقل کردند که رسول خدا (ص) فرمودند: يا على تو برادر منى و من برادر تو، من براى نبوت برگزيده‏ شده ام و تو براى امامت. من صاحب تنزيل هستم و تو صاحب تاويل. من و تو دو پدر اين امت هستیم. اى على تو وصى و خليفه و وزير و وارث من و پدر دو فرزندم هستى. پیروان تو پیروان من هستند و ياران تو ياران من هستند. دوستان تو دوستان من و دشمنان تو دشمنان من هستند. اى على در فرداى قيامت تو رفيق من بر سر حوض هستی. تو همراه من در مقام محمود هستی. تو پرچمدار من در آخرت هستی همچنان که پرچمدار من در دنيا هستی. خوشبخت است هر كه تو را دوست گيرد و بدبخت است هر كه ترا دشمن دارد. به خداوندی که ذکرش مقدس است فرشتگان در آسمان به واسطه محبت و ولایت تو تقرب می جويند. به خدا دوستداران تو در آسمان بيشتر از زمين هستند. اى على تو امين امت من و حجت خدا بر آنها بعد از من هستی. گفتار تو گفتار من است و امر تو امر من و اطاعت از تو اطاعت از من است. نکوهش تو نکوهش و سرزنش من است و نهي تو [از امری] نهى من است و نافرماني از تو نافرمانى از من است و حزب تو حزب من و حزب من حزب خدا است. « و كسانى كه خدا و رسول و اهل ايمان، امير المؤمنين (ع) را ولی خود بدانند پس به تحقیق حزب و لشکر خدا غالب و چيره خواهند بود.(سوره مائده، آیه ۵۶)»

رسول الله (ص) در حدیث دیگری درباره منزلت و جایگاه حضرت امیرالمومنین (ع) فرمودند:

– «و عن ابن عبّاس قال قال رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله): يا علي من أحبّك فقد أحبّني و من سبّك فقد سبّني يا علي، أنت منّي و أنا منك، روحك من روحي و طينتك من طينتي و إنّ اللّه سبحانه خلقني و إيّاك و اصطفاني و إيّاك و اختارني للنبوّة و اختارك للإمامة فمن أنكر إمامتك فقد أنكر نبوّتي يا علي أنت وصيّي و خليفتي أمرك أمري و نهيك نهيي، أقسم بالذي بعثني بالنبوّة و جعلني خير البرية إنّك حجّة اللّه‏ على خلقه و أمينه على وحيه و خليفته على عباده‏ و أنت مولى كل مسلم و إمام كل مؤمن و قائد كل تقي و بولايتك صارت أمّتي مرحومة و بعداوتك صارت الفرقة المخالفة منها ملعونة و إن الخلفاء بعدي اثنا عشر أنت أوّلهم و آخرهم القائم الذي يفتح اللّه به مشارق الأرض و مغاربها كأنّي أنظر إليك و أنت واقف على شفير جهنّم و قد تطاير شررها و علا زفرها و اشتد حرّها و أنت آخذ بزمامها فتقول لك جهنم: أجرني يا علي فقد أطفأ نورك لهبي فتقول لها: قري يا جهنم خذي هذا و اتركي هذا»( مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، ص ۸۸ – ۸۷)

ابن عباس نقل کرده است که رسول الله (ص) فرمودند: ای علی، هر که ترا دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر کس به تو اهانت کند به من اهانت کرده است. ای علی تو از من هستی و من از تو هستم. روح تو از روح من است سرشت تو از سرشت من است و خداوند سبحان من و تو را خلق کرد و من و تو را برگزید و مرا برای نبوت انتخاب نمود و ترا برای امامت اختیار و انتخاب کرد. پس هر کس امامت ترا انکار کند نبوت مرا انکار نموده است. ای علی، تو وصی و جانشین من هستی. امر و فرمان تو دستور من است و نهی تو نهی من است، قسم به کسی که مرا به پیامبری برانگیخت و مرا بهترین آفریدگان قرار داد همانا تو حجت خدا بر خلق و امین او بر وحیش و خلیفه او بر بندگانش هستی و تو سرور و ولی نعمت هر مسلمان و امام هر مومن  و رهبر و پیشوای هر پرهیزگاری هستی. به واسطه ولایت تو امت من مورد رحمت قرار می گیرد و به واسطه دشمنی با تو آن گروه مخالف از رحمت و سعادت دور می گردد. همانا جانشینان بعد از من دوازده نفر هستند تو اولین آنها هستی و آخرین آنها حضرت قائم است که خداوند مشرق و مغرب زمین را برای او می گشاید. گویا به سویت می نگرم در حالی که تو بر بالای پرتگاه جهنم ایستاده ای و شعله هایش زبانه می کشد و صدای برافروختن آتشش بلند است و حرارتش شدت می گیرد و تو مهار آن را به دست می گیری و پس جهنم به تو می گوید: بلند شوید (اجازه دهید) یا علی، نور تو زبانه آتش مرا خاموش می کند. پس تو به جهنم می گویی: ای جهنم، فلانی را بگیر و فلانی را واگذار.

حدیث دیگری از رسول خدا (ص) درباره منزلت و جایگاه حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب (ع):

– «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ أَبِي حَاتِمٍ قَالَ حَدَّثَنِي هَارُونُ بْنُ إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَبَدَةُ بْنُ سُلَيْمَانَ قَالَ حَدَّثَنَا كَامِلُ بْنُ الْعَلَاءِ قَالَ حَدَّثَنَا حَبِيبُ بْنُ أَبِي ثَابِتٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع): يَا عَلِيُّ أَنْتَ صَاحِبُ حَوْضِي وَ صَاحِبُ لِوَائِي وَ مُنْجِزُ عِدَاتِي وَ حَبِيبُ قَلْبِي وَ وَارِثُ عِلْمِي وَ أَنْتَ مُسْتَوْدَعُ مَوَارِيثِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَنْتَ أَمِينُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَلَى بَرِيَّتِهِ وَ أَنْتَ رُكْنُ الْإِيمَانِ وَ أَنْتَ مِصْبَاحُ الدُّجَى وَ أَنْتَ مَنَارُ الْهُدَى وَ أَنْتَ الْعَلَمُ الْمَرْفُوعُ لِأَهْلِ الدُّنْيَا مَنْ تَبِعَكَ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْكَ هَلَكَ وَ أَنْتَ الطَّرِيقُ الْوَاضِحُ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ وَ أَنْتَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ أَنْتَ يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْتَ مَوْلَى مَنْ أَنَا مَوْلَاهُ وَ أَنَا مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ لَا يُحِبُّكَ إِلَّا طَاهِرُ الْوِلَادَةِ وَ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا خَبِيثُ الْوِلَادَةِ وَ مَا عَرَجَ بِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى السَّمَاءِ قَطُّ وَ كَلَّمَنِي رَبِّي إِلَّا قَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ أَقْرِئْ عَلِيّاً مِنِّي السَّلَامَ وَ عَرِّفْهُ أَنَّهُ إِمَامُ أَوْلِيَائِي وَ نُورُ أَهْلِ طَاعَتِي فَهَنِيئاً لَكَ يَا عَلِيُّ هَذِهِ الْكَرَامَةُ»( امالي صدوق، ص۳۰۶ – بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج۲‏، ص۵۴)

احمد بن حسن قطان با اسنادی از سعید بن جبیر از عبد الله بن عباس نقل می کند که رسول خدا (ص) به على بن ابى طالب (ع) فرمودند: اى على تو صاحب حوض من و پرچمدار من و بر آورنده وعده ‏هاى من هستى. حبیب قلب من و وارث علم من هستى و تو امانتدار مواريث پيغمبران هستى و تو امين خدا در زمينش و حجت خدا بر خلقش هستی. تو ركن ايمان و چراغ هدايت و مرکز نور هدایت هستی و تویى عَلَمى كه براى اهل دنيا برافراشتند. هر كه از تو پيروى كند نجات يابد و هر كه از تو تخلف ورزد؛ هلاك گردد. تو راه روشن هستی و تو راه راست هستی، تو رهبر پیشانی سپیدان هستی، تو رئیس و امیر مومنین هستی، تو سرور و مولای هر كسی هستی که من سرور و مولای او هستم و من سرور هر مرد و زن مؤمنی هستم. جز حلال زاده ترا دوست ندارد و جز ناپاکزاده ترا دشمن ندارد و پروردگار عزّ و جلّ من هيچ گاه مرا به آسمان بالا نبرد و با من سخن نگفت جز اينكه فرمود: اى محمد سلام مرا به على برسان و به او اعلام كن كه امام اولياء و نور اهل طاعت من است. گوارا باد تو را اى على اين كرامت.

سیزده فضیلت خاص حضرت علی بن ابی طالب (ع) که فضایل و رتبت بی همتای ایشان را بیان می فرماید:

– «حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ الْمُؤَدِّبُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ الْأَصْبَهَانِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى الْعَبْسِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ السُّلَمِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَقِيلٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ‏ فِي عَلِيٍّ (ع) خِصَالًا لَوْ كَانَتْ وَاحِدَةٌ مِنْهَا فِي جَمِيعِ النَّاسِ لَاكْتَفَوْا بِهَا فَضْلًا قَوْلُهُ (ص) مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ مِنِّي كَهَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ مِنِّي كَنَفْسِي طَاعَتُهُ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُ مَعْصِيَتِي وَ قَوْلُهُ (ص) حَرْبُ عَلِيٍّ حَرْبُ اللَّهِ وَ سِلْمُ عَلِيٍّ سِلْمُ اللَّهِ وَ قَوْلُهُ (ص) وَلِيُّ عَلِيٍّ وَلِيُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّ عَلِيٍّ عَدُوُّ اللَّهِ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ حُجَّةُ اللَّهِ‏ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ قَوْلُهُ (ص) حُبُّ عَلِيٍّ إِيمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْرٌ وَ قَوْلُهُ (ص) حِزْبُ عَلِيٍّ حِزْبُ اللَّهِ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِ حِزْبُ الشَّيْطَانِ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ لَا يَفْتَرِقَانِ حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ وَ قَوْلُهُ (ص) عَلِيٌّ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ قَوْلُهُ (ص) مَنْ فَارَقَ عَلِيّاً فَقَدْ فَارَقَنِي وَ مَنْ فَارَقَنِي فَقَدْ فَارَقَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَوْلُهُ (ص) شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ الْفَائِزُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»( الخصال، ج ‏۲، ص ۴۹۶ –  بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج‏۲، ص ۲۰- ۱۹ – أمالي صدوق ، ص ۸۹)

شیخ صدوق از پدرش از عبدالله بن حسن مودب با اسنادی از جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند که گفت: از رسول خدا شنیدم که می فرمود علی دارای فضایلی است که اگر یکی از آنها در همه مردم بود (در میان همه مردم تقسیم می شد) در فضل آنان کافی بود. از جمله فرمايش آن حضرت: «هر كه من مولای اویم على مولاى او است و فرمايش ديگرش: على نسبت به من چون نسبت هارون به موسى است و فرمايش ديگر پیامبر (ص): على از من است و من از او و فرمايش حضرت (ص): على از من است و من از علی هستم. فرمايش ديگر پیامبر (ص) على از من است مانند جان من است فرمانبرى از او فرمانبرى از من است و نافرمانى از دستور او نافرمانى از دستور من است و فرمايش ديگر حضرت (ص): جنگ با على جنگ با خدا است و صلح با على صلح با خدا است و فرمايش ديگر حضرت پیامبر (ص): دوست على دوست خدا است و دشمن على دشمن خدا است و فرمايش ديگر حضرت (ص): على حجت خدا است و جانشين او در ميان بندگانش است و فرمايش ديگر حضرت (ص): دوستى على ايمان است و كينه و بغض او كفر است و فرمايش ديگر پیامبر (ص): حزب على حزب خدا است و حزب دشمنان على حزب شيطان است و فرمايش ديگر حضرت (ص): على با حق است و حق با على است اين دو از هم جدا نمي شوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند و فرمايش ديگر پیامبر (ص): على قسمت كننده بهشت و دوزخ است و فرمايش ديگر رسول الله (ص): هر كس از على جدا شود در حقيقت از من جدا شده است و هر كس از من جدا گردد در واقع از خداى عز و جل جدا شده است و فرمايش ديگر حضرت: فقط پيروان على در روز قيامت رستگار هستند.

فضایل و منزلت حضرت امیرالمومنین (ع) به بیان خود ایشان در حدیث ذیل آمده است:

– «وَ بِالْإِسْنَادِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ‏ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) ذَاتَ يَوْمٍ عَلَى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ: أَنَا سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ وَصِيُّ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ أَنَا إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ قَائِدُ الْمُتَّقِينَ وَ زَوْجُ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَنَا الْمُتَخَتِّمُ بِالْيَمِينِ وَ الْمُعَفِّرُ لِلْجَبِينِ أَنَا الَّذِي هَاجَرْتُ الْهِجْرَتَيْنِ وَ بَايَعْتُ الْبَيْعَتَيْنِ أَنَا صَاحِبُ بَدْرٍ وَ حُنَيْنٍ وَ أَنَا الضَّارِبُ بِالسَّيْفَيْنِ وَ الْحَامِلُ عَلَى فَرَسَيْنِ وَ أَنَا وَارِثُ عِلْمِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْعَالَمِينَ بَعْدَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ أَهْلُ مُوَالاتِي مَرْحُومُونَ وَ أَهْلُ عَدَاوَتِي مَلْعُونُونَ وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) كَثِيراً مَا يَقُولُ لِي يَا عَلِيُّ حُبُّكَ تَقْوَى وَ بُغْضُكَ كُفْرٌ وَ نِفَاقٌ وَ أَنَا بَيْتُ الْحِكْمَةِ وَ أَنْتَ مِفْتَاحُهُ وَ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَ يُبْغِضُك»( بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج‏۲، ص ۱۵۶ – ۱۵۵)

ابوجعفر محمد بن علی بن حسین با اسنادی از اصبغ بن نباته نقل می کند که حضرت علی بن ابی طالب (ع) روزی بر منبر کوفه فرمودند: من بهترین جانشین پیامبران و وصی برترین پیامبر خدا هستم. من امام متقیان و مولای مومنان و رهبر باتقوایان و همسر برترین بانوی عالمیان هستم. من آن کسی هستم که انگشتر را در دست راست می کنم و از خاک سجده بر پیشانی ام نشان دارم. من آن کسی هستم که دو بار هجرت کردم و دو بار بیعت نمودم. من فاتح بدر و حنین هستم و من جنگنده با دو شمشیر هستم و در جنگها بر مرکبها، یکی پس از دیگری سوار می شدم و من وارث علم اولین و آخرین هستم و من حجت خداوند عزّوجلّ بر عالمیان بعد از انبیاء و پیامبران مرسل و محمد بن عبدالله خاتم پیامبران هستم. پذیرندگان ولایت من مورد رحمت هستند و  دشمنان و کینه جویان با من ملعون و از رحمت به دور هستند. بسیار پیش آمده بود که رسول خدا (ص) به من فرمودند: ای علی دوست داشتن تو از تقوا و بغض و دشمنی با تو از کفر و نفاق است و من سرای حکمت و فرزانگی هستم و تو کلید آن و دروغ می گوید کسی که گمان می کند که مرا دوست دارد در حالی که با تو دشمن است.

۳- ولایت و حجه اللهی حضرت امیرالمومنین به بیان صریح پیامبر (ص)

اگرچه احادیث بسیاری از ابتدای دعوت به اسلام درباره ولایت، حجه اللهی و خلیفه اللهی حضرت امیرالمومنین (ع) نقل شده است اما در روز هجدم ذی الحجه به دستور خداوند متعال حضرت رسول الله (ص) امامت و ولایت حضرت امام علی (ع) را اعلان عمومی نمودند و همه حاضران پس از خطبه پیامبر (ص) با حضرت امیرالمومنین (ع) بیعت نمودند و جانشینی و وصایت خاتم پیامبران را بر ایشان تبریک گفتند.

در این مجال به ذکر حدیثی درباره واقعه غدیر می پردازیم:

– «قَالَ أَخْبَرَنِي أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْجِعَابِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدِ بْنِ زِيَادِ بْنِ كِنَانَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى بْنِ الْحَسَنِ الْحوبِيُ‏ [الْجَرْمِيُ‏] قَالَ حَدَّثَنَا نَصْرُ بْنُ حَمَّادٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ (ع) عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِ‏ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)‏: إِنَّ جَبْرَئِيلَ (ع) نَزَلَ عَلَيَّ وَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقُومَ بِتَفْضِيلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) خَطِيباً عَلَى أَصْحَابِكَ لِيُبَلِّغُوا مَنْ بَعْدَهُمْ ذَلِكَ عَنْكَ وَ يَأْمُرُ جَمِيعَ الْمَلَائِكَةِ أَنْ تَسْمَعَ مَا تَذْكُرُهُ وَ اللَّهُ يُوحِي إِلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ أَنَّ مَنْ خَالَفَكَ فِي أَمْرِهِ فَلَهُ النَّارُ وَ مَنْ أَطَاعَكَ فَلَهُ الْجَنَّةُ فَأَمَرَ النَّبِيُّ (ص) مُنَادِياً فَنَادَى الصَّلَاةَ جَامِعَةً فَاجْتَمَعَ النَّاسُ وَ خَرَجَ حَتَّى عَلَا الْمِنْبَرَ فَكَانَ أَوَّلُ مَا تَكَلَّمَ بِهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ أَنَا الْبَشِيرُ وَ أَنَا النَّذِيرُ وَ أَنَا النَّبِيُّ الْأُمِّيُّ إِنِّي مُبَلِّغُكُمْ عَنِ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ فِي أَمْرِ رَجُلٍ لَحْمُهُ مِنْ لَحْمِي وَ دَمُهُ مِنْ دَمِي وَ هُوَ عَيْبَةُ الْعِلْمِ وَ هُوَ الَّذِي انْتَجَبَهُ اللَّهُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ اصْطَفَاهُ وَ هَدَاهُ وَ تَوَلَّاهُ وَ خَلَقَنِي وَ إِيَّاهُ‏ وَ فَضَّلَنِي بِالرِّسَالَةِ وَ فَضَّلَهُ بِالتَّبْلِيغِ عَنِّي وَ جَعَلَنِي مَدِينَةَ الْعِلْمِ وَ جَعَلَهُ الْبَابَ وَ جَعَلَنِي خَازِنَ الْعِلْمِ‏ وَ الْمُقْتَبَسَ مِنْهُ الْأَحْكَامُ وَ خَصَّهُ بِالْوَصِيَّةِ وَ أَبَانَ أَمْرَهُ وَ خَوَّفَ مِنْ عَدَاوَتِهِ وَ أَزْلَفَ مَنْ وَالاهُ وَ غَفَرَ لِشِيعَتِهِ وَ أَمَرَ النَّاسَ جَمِيعاً بِطَاعَتِهِ وَ أَنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ مَنْ عَادَاهُ عَادَانِي وَ مَنْ وَالاهُ وَالانِي وَ مَنْ نَاصَبَهُ نَاصَبَنِي وَ مَنْ خَالَفَهُ خَالَفَنِي وَ مَنْ عَصَاهُ عَصَانِي وَ مَنْ آذَاهُ آذَانِي وَ مَنْ أَبْغَضَهُ أَبْغَضَنِي وَ مَنْ أَحَبَّهُ أَحَبَّنِي وَ مَنْ أَرَادَهُ أَرَادَنِي وَ مَنْ كَادَهُ كَادَنِي وَ مَنْ نَصَرَهُ نَصَرَنِي، يَا أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا لَمَّا أَمَرَكُمْ بِهِ وَ أَطِيعُوهُ فَإِنِّي أُخَوِّفُكُمْ عِقَابَ اللَّهِ «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ‏» ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فَقَالَ مَعَاشِرَ النَّاسِ هَذَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ الْمُجَاهِدُ لِلْكَافِرِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ بَلَّغْتُ وَ هُمْ عِبَادُكَ وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى صَلَاحِهِمْ فَأَصْلِحْهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ تَعَالَى لِي وَ لَكُمْ ثُمَّ نَزَلَ عَنِ الْمِنْبَرِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ (ع) فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ جَزَاكَ اللَّهُ عَنْ تَبْلِيغِكَ خَيْراً فَقَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاتِ رَبِّكَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ وَ أَرْضَيْتَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَرْغَمْتَ الْكَافِرِينَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ ابْنَ عَمِّكَ مُبْتَلًى وَ مُبْتَلًى بِهِ يَا مُحَمَّدُ قُلْ فِي كُلِّ أَوْقَاتِكَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون»( امالي مفيد، ص ۳۴۷ – ۳۴۶ – بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج ‏۲، ص ۶۶ – ۶۵ – امالي طوسي، ص ۱۱۹ – ۱۱۸ – بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ج ‏۲، ص  ۱۱۱ – ۱۱۰  – كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج‏ ۱، ص ۳۸۷ – ۳۸۶- كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج۱، ص ۳۸۴ – ۳۸۳)

از ابو بکر محمد بن عمر جعابی با اسنادی از جابر جعفى نقل شده است که حضرت امام باقر (ع) از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت می كند كه گفت: رسول خدا (ص) فرمودند: جبرئيل (ع) بر من نازل شد و گفت: خداوند تو را امر مى‏كند كه در ميان يارانت به خطابه برخيزى و فضيلت و برترى علىّ بن ابى طالب (ع) را بيان كنى تا حاضران اين مطلب را از تو به آيندگان برسانند و به تمام فرشتگان دستور داده كه به سخنان تو گوش فرا دهند و اى محمّد خداوند به تو وحى مى‏ فرستد كه هر كس در امر او با تو مخالفت كند در آتش دوزخ خواهد بود و هر كس از تو فرمان برد بهشت از آن او است. پس پيامبر (ص) به جارچى دستور داد تا صدا زد: همگى جمع شويد، پس مردم گرد آمدند و حضرت بيرون شد تا بر منبر برآمد و نخستين كلامش اين بود: اعوذ باللَّه من الشيّطان الرّجيم، بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‏ سپس فرمودند: «اى مردم، من مژده دهنده و بيم رساننده و پيامبر امّى هستم، من از جانب خداوند رساننده پيامى هستم درباره مردى كه گوشت او از گوشت من و خون او از خون من است و او گنجينه علم من است و او كسى است كه خداوند او را از ميان اين امّت انتخاب كرده و برگزيده و هدايت نموده و دوستش داشته است و من و او را (از يك سرشت) آفريده و مرا به رسالت و او را به تبليغ از جانب من برترى داده است و مرا شهر علم و او را دروازه آن قرار داده است و مرا معدن علم و كسى كه احكام از وى دريافت مى ‏شود قرار داده است و او را مخصوص به مقام وصايت گردانيده و امر او را آشكار ساخته و از دشمنى با او بيم داده است و هر كس را كه دوست او باشد به خود نزديك ساخته و شيعيان او را آمرزيده و تمامى مردم را به فرمانبرى او فرمان داده است.

و خداوند مى ‏فرمايد: هر كس او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است و هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر كس او را دشنام دهد مرا دشنام داده است و هر كس با او مخالفت ورزد با من مخالفت ورزيده است و هر كس او را نافرمانى كند مرا نافرمانى نموده است و هر كس او را بيازارد مرا آزرده است و هر كس به او كينه ورزد به من كينه ورزيده است و هر كس وى را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر كس قصد آزارش كند مرا قصد كرده است و هر كس با او نيرنگ بازد با من نيرنگ باخته است و هر كس او را يارى رساند مرا يارى رسانده است.

اى مردم، نسبت به آنچه كه خداوند شما را دستور فرموده گوش فرا دهيد و از وى اطاعت كنيد كه من شما را بيم مى ‏دهم از عذاب خدا «روزى كه هر كسى آنچه كار نيك به جاى آورده و آنچه بدى مرتكب شده، حاضر مى ‏يابد و آرزو مى ‏كند: كاش ميان او و آن [كارهاى بد] فاصله‏ اى بسیار بود و خداوند، شما را از [كيفر] خود مى‏ ترساند.» سپس دست امير المؤمنين (ع) را گرفتند و فرمودند: اى گروه مردم، اين شخص صاحب اختيار مؤمنان و حجّت خدا و بر تمام آفريدگان و جهادكننده با كافران است. خداوندا، من (پيام تو را) رساندم و اينان بندگان تو هستند و تو بر اصلاح آنان توانا هستى پس به رحمت خود ايشان را به صلاح آر، اى مهربانترين مهربانان. از خدا متعال براى خودم و شما آمرزش مى ‏طلبم.»

سپس از منبر فرود آمدند. جبرئيل (ع) آمد و گفت: اى محمّد، خدای عزّ و جلّ به تو سلام مى ‏رساند و مى ‏فرمايد: خداوند به خاطر اين تبليغ به تو پاداش خير دهد، به راستى كه پيامهاى پروردگارت را رساندى و براى امّت خود خيرخواهى نمودى و مؤمنان را خرسند ساخته و بينى كافران را به خاك ماليدى. اى محمّد، همانا پسر عموى تو مورد آزمايش قرار مى‏ گيرد و ديگران نيز به واسطه او آزمايش مى ‏شوند. اى محمّد، در تمام لحظات عمر خود بگو: سپاس از آن پروردگار عالميان است «و كسانى كه ستم كرده‏اند به زودى خواهند دانست به چه مکانی برخواهند گشت. (سوره شعراء، آیه ۲۲۷).

۴- شهادت طبیعت به حجه اللهی حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام)

مقام حضرت امیرالمومنین (ع) و دو فرزند ایشان حضرت امام حسن و امام حسین (علیهما السّلام) با توجه به کثرت احادیث موجود در فضایل و منزلت اهل بیت (علیهم السّلام) بر اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) پوشیده نماند. با این حال کراماتی در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) و پس از زندگی پر برکت رسول الله (ص) از حضرت امیرالمومنین (ع) به وقوع پیوست تا حجت خداوند بر بندگان تمام گردد و مستحقان پاداش و عذاب الهی مشخص شود. اما با تمام این اوصاف بسیار تعداد اندکی از صحابه رسول الله و مسلمانان مقام حجت اللهی و خلیفه اللهی حضرت امیرالمومنین (ع) را پاس داشتند. در این مجال دو کرامت نقل شده در احادیث معصومین (علیهم السّلام) از حضرت امیرالمومنین (ع) نقل می شود که برای اثبات حجت اللهی و ولایت آن حضرت بر خلق رخ داده است:

۱- ۴ – شهادت آفتاب به حجه اللهی حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام)

– «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ عَبَّاسٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو قَتَادَةَ الْحَرَّانِيُّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بُرْقَانَ عَنْ مَيْمُونِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ زَاذَانَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا فَتَحَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَكَّةَ خَرَجْنَا وَ نَحْنُ ثَمَانِيَةُ آلَافِ رَجُلٍ فَلَمَّا أَمْسَيْنَا صِرْنَا عَشَرَةَ آلَافٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) الْهِجْرَةَ فَقَالَ لَا هِجْرَةَ بَعْدَ فَتْحِ مَكَّةَ قَالَ ثُمَّ انْتَهَيْنَا إِلَى هَوَازِنَ فَقَالَ النَّبِيُّ (ص) لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) يَا عَلِيُّ قُمْ فَانْظُرْ كَرَامَتَكَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كَلِّمِ الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ وَ اللَّهِ مَا حَسَدْتُ أَحَداً إِلَّا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (ع) فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ قُلْتُ لِلْفَضْلِ قُمْ نَنْظُرْ كَيْفَ يُكَلِّمُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) الشَّمْسَ فَلَمَّا طَلَعَتْ قَامَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ الدَّائِبُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ رَبِّهِ فَأَجَابَتْهُ الشَّمْسُ وَ هِيَ تَقُولُ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِيَّهُ وَ حُجَّةَ اللَّهِ‏ عَلَى خَلْقِهِ قَالَ فَانْكَبَّ عَلِيٌّ (ع) سَاجِداً شُكْراً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ قَامَ فَأَخَذَ بِرَأْسِ عَلِيٍّ يُقِيمُهُ وَ يَمْسَحُ وَجْهَهُ وَ يَقُولُ قُمْ حَبِيبِي فَقَدْ أَبْكَيْتَ أَهْلَ السَّمَاءِ مِنْ بُكَائِكَ وَ بَاهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِكَ حَمَلَةَ عَرْشِه‏»( امالي صدوق، ص ۵۸۹ – بحار الأنوار، ج ‏۴۱ ، ص ۱۷۷ – با اندکی تفاوت: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج ‏۲، ص ۳۲۳ – ۳۲۲ – بحار الأنوار، ج ‏۴۱، ص ۱۷۶)

احمد بن حسن قطان از قاسم بن عباس از احمد بن یحیی کوفی از ابوقتاده حرّانی از جعفر بن برقان از میمون بن مهران از زاذان نقل کرده است که ابن عباس گفت: چون خداى عزّ و جلّ مكه را فتح كرد ما هشت هزار مرد مسلمان بوديم و شب كه شد ده هزار مسلمان شديم و رسول خدا (ص) قانون هجرت را لغو كرد و فرمود پس از فتح مكه هجرتى نيست گويد سپس به هوازن رسيدم و پيغمبر (ص) به على بن ابى طالب (ع) فرمودند: اى على برخيز و كرامت خداى عز و جل را نسبت به خود ملاحظه كن و چون آفتاب برآيد با او سخن گوی. ابن عباس گويد به خدا به احدى رشك نبردم جز در آن روز به على بن ابى طالب و به فضل گفتم برويم و ببينيم چطور على بن ابى طالب با آفتاب سخن مى‏گويد. چون آفتاب برآمد على بن ابى طالب (ع) برخاست و گفت: سلام بر تو اى بنده خوب و فرمانبردار شبانه و روز. آفتاب در پاسخش ‏گفت: سلام بر تو اى برادر رسول خدا (ص) و وصى او و حجت خدا بر خلقش. گويد على به سجده افتاد و شكر خداى عزّ و جلّ كرد، گويد به خدا ديدم رسول خدا (ص) برخاست و سر على را گرفت و او را بلند كرد و دست به رويش كشيد و مى ‏گفت حبيبم برخيز و كه اهل آسمان را از گريه خود گرياندى و خدا به وجود تو به حاملان عرش مباهات كرد.

۲ –  ۴ – شهادت رود فرات به حجه اللهی حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام)

وَ مِنْهَا مَا رُوِيَ عَنْ عُبَيْدٍ عَنِ السَّكْسَكِيِ‏ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ‏ آبَائِهِ (ع)‏ أَنَّ عَلِيّاً (ع) لَمَّا قَدِمَ مِنْ صِفِّينَ وَقَفَ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ انْتَزَعَ مِنْ كِنَانَتِهِ‏ سِهَاماً ثُمَّ أَخْرَجَ مِنْهَا قَضِيباً أَصْفَرَ فَضَرَبَ بِهِ الْفُرَاتَ فَقَالَ (ع) انْفَجِرِي فَانْفَجَرَتْ‏ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً كُلَّ عَيْنٍ كَالطَّوْدِ وَ النَّاسُ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ لَمْ يَفْهَمُوهُ فَأَقْبَلَتِ الْحِيتَانُ رَافِعَةً رُءُوسَهَا بِالتَّهْلِيلِ وَ التَّكْبِيرِ وَ قَالَتْ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ‏ فِي أَرْضِهِ وَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ خَذَلَكَ قَوْمُكَ بِصِفِّينَ كَمَا خَذَلَ هَارُونَ‏ بْنَ عِمْرَانَ قَوْمُهُ فَقَالَ لَهُمْ أَ سَمِعْتُمْ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَهَذِهِ آيَةٌ لِي عَلَيْكُمْ وَ قَدْ أَشْهَدْتُكُمْ عَلَيْهِ.‏»( الخرائج و الجرائح، ج ‏۱، ص ۲۳۲ – ۲۳۱ – مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، ص ۱۲۳)

طبق آنچه از عبید از سکسکی نقل شده است حضرت امام صادق (ع) فرمودند: وقتى كه على (ع) از صفين بر مى‏ گشت بر ساحل فرات ايستاد و با چوب دستى خود بر آب زد و فرمود: جارى شو. پس دوازده چشمه جارى شد و مردم نگاه مى‏ كردند. سپس با زبانى سخن گفت كه مردم نفهميدند. آنگاه ماهیها سرشان را از رودخانه بيرون آوردند و «لا اله الا اللَّه» و تكبير گفتند و بعد از آن گفتند: السلام عليك يا حجّة اللَّه في ارضه و يا عين اللَّه في عباده قوم تو در صفين تو را خوار كردند چنانچه قوم هارون بن عمران او را. حضرت به مردم فرمودند: «آيا شنيديد؟» گفتند: بلى. پس فرمود:«اين معجزه من براى شماست و شما را بر آن شاهد مى‏گيرم.( جلوه‏هاى اعجاز معصومين عليهم السلام، ص ۱۸۵)

در کتاب الخرائج و الجرائح نیز از حضرت امام صادق (ع) درباره شهادت رود فرات به حجت اللهی حضرت امیرالمومنین (ع) چنین نقل شده است:

– «الخرائج و الجرائح عَنْ أَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ (ع) قَالَ: لَمَّا فَرَغَ عَلِيٌّ (ع) مِنْ صِفِّينَ وَقَفَ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ وَ قَالَ أَيُّهَا الْوَادِي مَنْ أَنَا فَاضْطَرَبَ وَ تَشَقَّقَتْ أَمْوَاجُهُ وَ قَدْ نَظَرَ النَّاسُ فَسَمِعُوا مِنَ الْفُرَاتِ صَوْتاً أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَلَى خَلْقِهِ»( بحار الأنوار، ج ‏۳۳، ص ۴۶)

در کتاب الخرائج از ابی هاشم جعفری از پدرش نقل شده است که حضرت امام صادق (ع) ‏فرمودند: هنگامى كه على (ع) از جنگ صفين فارغ شد، در ساحل فرات ايستاد و فرمود: اى وادى، من كيستم؟ رود مضطرب شد و امواج به هم خوردند و مردم نگاه مى‏كردند. صدايى را از فرات شنيدند كه گفت: «اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمّدا رسول اللَّه و ان عليّا امير المؤمنين حجة اللَّه على خلقه(جلوه‏هاى اعجاز معصومين عليهم السلام، ص ۱۸۵)

بنا بر بررسی های حدیثی صورت گرفته در این مقاله حضرت پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین(علیهم السّلام)  ادله کافی برای اثبات ولایت و حجت اللهی و خلیفه اللهی حضرت امیرالمومنین (ع) ارائه نموده اند و این به جز استدلالات قرآنی است که درباره ولایت، امامت و خلیفه اللهی حضرت مولی الموحدین (ع) نقل شده است و مسلم است که در تبیین استدلهای قرآنی احادیثی نیز ذکر شده است. بنابراین احادیثی که ادله حجت اللهی و ولایت حضرت امیرالمومنین (ع) را تبیین می کنند بیش از موضوعاتی است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.

منابع

إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، محمد بن حسن‏ شيخ حر عاملى، بيروت‏، اعلمى‏،‏۱۴۲۵ ق‏.

إرشاد القلوب إلى الصواب، حسن بن محمد ديلمى، ۲جلد، قم، الشريف الرضي، چاپ: اول، ۱۴۱۲ق.

الأمالي، محمد بن على ابن بابويه ، ترجمه محمد باقر كمره‏اى،‏ تهران،‏ كتابچى،‏۱۳۷۶ ش‏.

الأمالي، محمد بن على ابن بابويه، ‏ تهران،‏ كتابچى‏،۱۳۷۶ ش.‏

الأمالي، محمد بن محمد مفيد، ترجمه استاد ولى و حسین غفاری، ۱جلد، آستان قدس رضوى، مشهد، چاپ اول، ۱۳۶۴ش.

الأمالي، محمد بن محمد مفيد، قم، كنگره شيخ مفيد، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.

البرهان فى تفسير القرآن‏، سيد هاشم بحرانى، تهران،‏‏ بنياد بعثت‏، ۱۴۱۶ ق‏.

بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، عماد الدين أبي جعفر محمد بن أبي القاسم طبرى آملى، ۱جلد، المكتبة الحيدرية، نجف، چاپ دوم، ۱۳۸۳ ق.

تفسير فرات الكوفى‏، ابوالقاسم فرات بن ابراهيم فرات كوفى ‏، تحقيق محمد كاظم محمودى، ‏تهران‏، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏، ۱۴۱۰ ق‏.

تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب‏، محمد بن محمدرضا قمى مشهدى، تهران، ‏ وزارت ارشاد اسلامى، ‏۱۳۶۸ ش.‏

جامع الأخبار، محمد بن محمد شعيري، نجف‏، مطبعة حيدرية، چاپ: اول‏، بی تا

جلوه‏هاى اعجاز معصومين عليهم السلام،‏ سعيد بن هبة الله‏ قطب الدين راوندى، مترجم: غلام حسن‏ محرمى، قم‏، دفتر انتشارات اسلامى،۱۳۷۸‏

الخرائج و الجرائح‏، سعيد بن هبة الله قطب الدين راوندى، قم، ‏مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، ۱۴۰۹ ق‏.

الخصال‏، محمد بن على ابن بابويه ،‏ مصحح على اكبر غفارى، قم‏، جامعه مدرسين‏، ۱۳۶۲ ش‏.

الروضة في فضائل أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب عليهما السلام، أبو الفضل شاذان بن جبرئيل‏ ابن شاذان قمى، محقق و مصحح: على‏ شكرچى، قم‏، مكتبة الأمين‏، چاپ: اول‏،۱۴۲۳ ق‏.

عيون أخبار الرضا عليه السلام، محمد بن على ابن بابويه، ۲جلد، تهران، جهان، چاپ: اول، ۱۳۷۸ق.

عيون أخبار الرضا عليه السلام‏، محمد بن على‏ ابن بابويه، مترجم: حميد رضا مستفيد و على اكبر غفارى، تهران‏، صدوق‏،۱۳۷۲

كاشف الأستار (ترجمه جامع الأخبار)، محمد بن محمد شعيري، مصحح و مترجم: شرف الدين‏ خويدكي، تهران‏، اسلاميه‏،۱۳۸۸ ق‏.

كشف الغمة في معرفة الأئمة، على بن عيسى اربلى، ۲ جلد، بنى هاشمى، تبريز، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.

كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين (عليه السلام)، علامه حلى حسن بن يوسف بن مطهر، محقق و مصحح: حسين درگاهى، تهران‏‏، وزارت ارشاد،۱۴۱۱ ق‏.

گنجينه معارف شيعه إماميه(ترجمه كتاب كنز الفوائد و التعجب‏)، محمد بن على‏ كراجكى، مصحح و مترجم: محمد باقر كمره اى، تهران،‏ فردوسى، بى تا

مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، رجب بن محمد حافظ برسى، ۱جلد، بيروت، أعلمي، چاپ: اول، ۱۴۲۲ ق.

مناقب آل أبي طالب (عليهم السلام)، محمد بن على ابن شهر آشوب مازندرانى، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.


پاسخ دهید

دیدگاه شما