آشنایی با اصطلاحات ومعانی فقهی

«ت»

تأنى: آهستگى; به آهستگى و آرامى كارى را انجام دادن; درنگ كردن.
تجافى: نيم خيز نشستن; زمانى كه ماموم به ركعت اول امام جماعت نرسيده باشد، هنگام تشهد خواندن امام جماعت، به حالت نيم خيز مى نشيند.
تَحْتُ الحنك: زير چانه; آن قسمت از عمامه را كه زير چانه و روى گلو قرار مى دهند.
تحيّت: سلام كردن; درود و سلام و دعا و نيايش; نماز تحيّت مسجد: نماز مستحبى كه به هنگام ورود به مسجد، به عنوان احترام و ادب به مسجد خوانده شود. اين نماز دو ركعت است.
تخّلى: خالى شدن; ادرار و مدفوع كردن.
تَخْيير: اختيار داشتن; فرد را در انتخاب آزاد گذاشتن; مثلا شخص مسافر; مخير است كه نمازش را در ۴ مكان بطور كامل يا شكسته بخواند، مسجد الحرام، مسجد النبى (مسجد پيغمبر); مسجد كوفه; حرم امام حسين (ع).
تدليس: پنهان كردن عيب كالا نزد مشترى.
تذكيه: ذبح شرعى حيوانات حلال گوشت.
ترتيبى: مرتب و منظم. غسل ترتيبى: غسلى كه به ترتيب ابتدا سر، بعد قسمت راست و بعد قسمت چپ بدن شسته شود.
ترخُّص: آسان گرفتن; حدترخص: مسافتى كه مسافر اگر از آن بگذرد، نماز را بايد شكسته بخواند و روزه اش را افطار كند.
تسبيحات اربعه: ذكر ۴ گانه «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر»
تسبيح حضرت زهرا(س): از مستحبات بسيار با فضيلت نماز، گفتن ۳۴ مرتبه الله اكبر، ۳۳ مرتبه الحمد الله و ۳۳ مرتبه سبحان الله و يك مرتبه لا اله الا الله
تستّر: خود را پوشاندن.
تسميه: نام بردن; نام خدا را هنگام ذبح بر زبان جارى ساختن.
تشريح: كالبد شكافى.
تطهير: پاك كردن; چيزى را با آب شستن، تميز و پاكيزه كردن
تعزير: زدن شخص به قصد جلوگيرى در انجام كارهاى غير شرعى و واجبات الهى به قصد ادب شدن ديگران و خودش و جلوگيرى از ادامه آن
تعقيب: دنبال كردن; تعقيبات نماز: بعد از نماز به ذكر دعا، قرآن و نمازهاى نافله مشغول شدن.
تفريط : تقصير كردن; كوتاهى كردن.
تقاص: قصاص كردن; طلب خود را از مديون منكر گرفتن; برداشتن.
تقليد: پيروى كردن از فتاواى مجتهد و عمل كردن به دستورات وى.
تكبيرة الاحرام: در شروع نماز «الله اكبر» گفتن; كه با گفتن آن شخص وارد نماز مى شود و تمام كارهايى كه، منافى با نماز است بر او حرام مى شود. تكبيرة الاحرام از اركان نماز است و اشتباه در آن، نماز را باطل مى كند.
تَكفّل: سرپرستى.
تلبيه: اجابت كردن; لبيك گفتن در مناسك حج. واجب است در آغاز حج و عمره گفتن «لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك».
تَلذّذ: لذت بردن.
تلقيح: باردار نمودن; تلقيح مصنوعى: نطفه مرد را به وسيله اى مانند سرنگ به رحم زن رساندن.
تمكّن: توانايى مالى; دارايى.
تمكين: فرمانبردارى; اطاعت كردن.
تيمم بدل از غسل مس ميت: در وقتى كه غسل دادن ميت ممكن نباشد و يا آبى براى غسل دادن نباشد، تيمم ميت جايگزين غسل مى شود.
تيمم جبيره ايى: اگر بر عضوى كه مى خواهد تيمم كند، باند يا گچ يا جبيره باشد، به نيت تيمم دست را روى آن مى كشد.
توديه: پنهان كردن; مخفى كردن حقيقت. اگر كسى به نوعى حرف بزند كه نه دروغ باشد و نه راست، اين نوعى مخفى كردن و پنهان كردن است كه توديه نام دارد.
توكيل: وكيل قرار دادن; نماينده كردن.
توليت: ولى و سرپرست قرار دادن; متولى كردن.
تهليل: گفتن «لا اله الا الله»

 


پاسخ دهید

دیدگاه شما