آشنایی با اصطلاحات ومعانی فقهی

«خ»

خالى از قوّت نيست: فتوا اين است، معتبر است; مگر اينكه در ضمن كلام، قرينه اى بر ضد اين معنى بيان شود.
خالى از وجه نيست: فتوا اين است; بى مورد نيست، مگر اينكه در ضمن كلام، قرينه اى بر ضد آن معنى بيان شود.
خُبره: كارشناس; متخصص.
خَبيث: زشت; پليد.
خُسوف: ماه گرفتگى; زمانى كه زمين بين ماه و خورشيد قرار مى گيرد.
خضاب: رنگ كردن; رنگ كردن موى سر، ريش، دست و پا
خمر: شراب; مى; باده
خمس: يك پنجم; بيست درصد خالص درآمد ساليانه كه بايد به مرجع تقليد پرداخت شود.
خوف: ترس; بيم; واهمه; هراس.
خون جهنده: اگر رگ حيوانى را ببرند، خون با جستن بيرون مى آيد.
خيار: انتخاب بهتر; اختيار بهم زدن معامله، كه در مورد طرفين معامله يا يكى از آنها مى توانند معامله را باطل كنند


پاسخ دهید

دیدگاه شما