راستگویی وبسایت رسمی حجت الاسلام والمسلمین استاد دکتر حسین نوبری

یکشنبه 25 خرداد 101 نفر بازدید

إِنَّ اللّه عَزَّ و َجَلَّ لَم يَبعَث نَبيّا إِلاّ بِصِدقِ الحَديثِ وَ أَداءِ المانَةِ إِلَى البَرِّ وَ الفاجِرِ؛ خداى عزوجل هيچ پيامبرى را نفرستاد، مگر با راستگويى، و برگرداندن امانت به نيكوكار و يا بدكار. كافى، ج۲، ص۱۰۴، ح۱ إِنَّ الصّادِقَ أَوَّلُ مَن يُصَدِّقُهُ اللّه  عَز َّوَ جَلَّ يَعلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ و َتُصَدِّقُهُ نَفسُهُ تَعلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ؛ راستگو را نخستين كسى كه تصديق مى كند، خداى عزوجل است كه مى داند او راستگوست و نيز نفس او تصديقش مى كند كه مى داند راستگوست. كافى، ج۲، ص۱۰۴، ح۶ يا عَلىُّ اصدِق و َإِن ضَرَّكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَنفَعُكَ فِى الآجِلِ وَ لا تَكذِب و َإِن يَنفَعكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَضُرُّكَ فِى الآجِلِ؛ اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آينده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آينده به ضرر توست. ميراث حديث شيعه، ج۲، ص۱۷، ح۶۵ أَربَعٌ مَن أُعطيَهُنَّ فَقَد أُعطىَ خَيرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ صِدقُ حَديثٍ و َأَداءُ أَمانَةٍ وَ عِفَّةُ بَطنٍ وَ حُسنُ خُلقٍ؛ چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده است: راستگويى، اداء امانت، حلال خورى و خوش اخلاقى. غررالحكم، ج۲، ص۱۵۱، ح۲۱۴۲ اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنجاةٍ وَ كَرامَةٍ و َالكاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهواةٍ و َمَهانَةٍ؛ راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى. نهج البلاغه، خطبه ۸۶ لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَ لا بِصيامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ و َالصَّومِ حَتّى لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ ، وَلكِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَديثِ و أداءُ الأمانَةِ؛ فريب نماز و روزه مردم را نخوريد، زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى كند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مى كند، بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد. كافى، ج۲، ص۱۰۴، ح۲ إِذا رَأَيتَ مِن أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ: اَلحَياءُ وَ الامانَةُ و َالصِّدقُ؛ هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى و راستگويى. نهج الفصاحه، ح۲۰۵ اَلمؤمِنُ صَدوقُ اللِّسانِ بَذولُ الحسانِ؛ مؤمن بسيار راستگو و بسيار نيكوكار است. غررالحكم، ج۲، ص۹، ح۱۵۹۶ مَن صَدُقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ؛ هر كس راستگو باشد عملش پاكيزه مى شود و رشد مى كند. كافى، ج۲، ص۱۰۵، ح۱۱ يَبلُغُ الصّادِقَ بِصِدقِهِ ما يَبلُغُهُ الكاذِبَ بِاحتيالِهِ؛ راستگو، با راستگويى خود به همان مى رسد كه دروغگو با حيله گرى خود. غررالحكم، ج۶، ص۴۷۱، ح۱۱۰۰۶ اَلصِّدقُ طُمَنينَةٌ وَ الكَذِبُ ريبَةٌ ؛ راستگويى [مايه] آرامش و دروغگويى {مايه} تشويش است. نهج الفصاحه، ح ۱۸۶۴ اِعلَم اَنَّ الصِّدقَ مُبارَكٌ وَ الكِذبَ مَشؤومٌ؛ بدان كه راستگويى، پر بركت است و دروغگويى، شوم. تحف العقول، ص ۱۴ عَلَيكُم بِالصِّدقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الجَنَّةِ وَ ايّاكُم وَ الكِذبِ فَاِنَّهُ مَعَ الفُجورِ وَ هُما فِى النّارِ ؛ شما را سفارش مى كنم به راستگويى، كه راستگويى با نيكوكارى همراه است و هر دو در بهشت اند و از دروغگويى بپرهيزيد كه دروغگويى همراه با بدكارى است و هر دو در جهنم اند. نهج الفصاحه، ح ۱۹۷۶ خَيرُ اِخوانِكَ مَن دَعاكَ اِلى صِدقِ المَقالِ بِصِدقِ مَقالِهِ وَ نَدَبَكَ اِلى اَفضَلِ العمالِ بِحُسنِ اَعمالِهِ؛ بهترين برادرانت (دوستانت)، كسى است كه با راستگويى اش تو را به راستگويى دعوت كند و با اعمال نيك خود، تو را به بهترين اعمال برانگيزد. غررالحكم، ح ۵۰۲۲ مَن اُلهِمَ الصِّدقَ فى كَلامِهِ وَ النصافَ مِن نَفسِهِ وَ بِرَّ والِدَيهِ وَ وَصلَ رَحِمِهِ، اُنسِى ءَ لَهُ فى اَجَلُهُ وَ وُسِّعَ عَلَيهِ فى رِزقِهِ وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ وَ لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ ؛ به هر كس، راستگويى در گفتار، انصاف در رفتار، نيكى به والدين و صله رحم الهام شود، اجلش به تأخير مى افتد، روزيش زياد مى گردد، از عقلش بهره مند مى شود و هنگام سئوال [مأموران الهى] پاسخ لازم به او تلقين مى گردد. اعلام الدين، ص۲۶۵ اُنظُر ما بَلَغَ بِهِ عَلىٌّ عليه السلام عِندَ رَسولِ اللّه  صلى الله عليه و آله فَالزَمهُ فَإِنَّ عَليّا عليه السلام إِنَّما بَلَغَ ما بَلَغَ بِهِ عِندَ رَسولِ اللّه  صلى الله عليه و آله بِصِدقِ الحَديثِ وَأَداءِ المانَةِ؛ بنگر على عليه السلام با چه چيز آن مَقام را نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيدا كرد همان را پيروى كن. همانا على عليه السلام آن مقام را نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با راستگويى و امانتدارى بدست آورد. كافى، ج۲، ص۱۰۴، ح۵ لاتَنظُروا إِلى كَثرَةِ صَلاتِهِم وَصَومِهِم وَ كَثرَةِ الحَجِّ وَالمَعروفِ وَطَنطَنَتِهِم بِاللَّيلِ، وَلكِنِ انظُروا إِلى صِدقِ الحَديثِ وَأَداءِ المانَةِ؛ به زيادى نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نكنيد، بلكه به راستگويى و امانتدارى آنها توجه كنيد. بحارالأنوار، ج۷۵، ص ۱۱۴، ح۵ اِضمَنوالى سِتّا مِن اَنفُسِكُم اَضمَن لَكُمُ الجَنَّةَ اُصدُقُوا اِذا حَدَّثتُم وَأوفُوا اِذا وَعَدتُم وَاَدُّوا اِذا ئتُمِنتُم وَاحفَظوا فُروجَكُم وَغُضّوا اَبصارَكُم وَ كُفّوا اَيديَكُم؛ شش چيز را براى من ضمانت كنيد تا من بهشت را براى شما ضمانت كنم، راستى در گفتار، وفاى به عهد، بر گرداندن امانت، پاكدامنى، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غير حلال). نهج الفصاحه، ح۳۲۱ اَلحِلمُ سِراجُ اللّه … وَالحِلمُ يَدورُ عَلى خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَى الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذى بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ… ؛ بردبارى چراغ خداست… پنج چيز است كه بردبارى مى طلبد: شخص عزيز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بى گناه باشد و اذيت شود، حق طلبى كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنى، بردبار هستى… . بحارالأنوار، ج۷۱، ص ۴۲۲، ح۶۱ يا عَلىُّ وَلِلعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: صِدقُ الكَلِمِ وَاجتِنابُ الحَرامِ وَأَن يَتَواضَعَ لِلنّاسِ كُلِّهِم؛ يا على دانشمند سه نشانه دارد: راستگويى، حرام گريزى و فروتنى در برابر همه مردم. التوحيد، ص۱۲۷ خَيرُ اِخوانِكَ مَن دَعاكَ اِلى صِدقِ المَقالِ بِصِدقِ مَقالِهِ وَ نَدَبَكَ اِلى اَفضَلِ العمالِ بِحُسنِ اَعمالِهِ؛ بهترين برادرانت (دوستانت)، كسى است كه با راستگويى اش تو را به راستگويى دعوت كند و با اعمال نيك خود، تو را به بهترين اعمال برانگيزد. غررالحكم، ح۵۰۲۲ (علامة) اَليمانُ أَن تُؤثِرَ الصِّدقَ حَيثُ يَضُرُّكَ عَلَى الكَذِبِ حَيثُ يَنفَعُكَ؛ (نشانه) ايمان، اين است كه راستگويى را هر چند به زيان تو باشد بر دروغگويى، گرچه به سود تو باشد، ترجيح دهى. نهج البلاغه، حكمت۴۵۸ إِنَّ اللّه  عَزَّوَجَلَّ أَحَبَّ الكَذِبَ فِى الصَّلاحِ وَأبغَضَ الصِّدقَ فِى الفَسادِ؛ خداوند عزوجل، دروغى را كه باعث صلح و آشتى شود دوست دارد و از راستى كه باعث فتنه شود بيزار است. من لا يحضره الفقيه، ج۴، ص۳۵۳، ح۵۷۶۲ اَلصِّدقُ طُمَنينَةٌ وَ الكَذِبُ ريبَةٌ ؛ راستگويى [مايه] آرامش و دروغگويى [مايه] تشويش است. نهج الفصاحه، ح ۱۸۶۴ إِنَّهُ قالَ لِبَعضِ شيعَتِهِ ـ عَلَيكُم بِالوَرَعِ و َالاِجتِهادِ، وَصِدقِ الحَديثِ وَ أَداءِ المانَةِ و َالتَّمَسُّكِ بِما أَنتُم عَلَيهِ، فَإِنَّما يَغتَبِطُ أَحَدُكُم إِذا انتَهَت نَفسُهُ إِلى هاهُنا، و َأَومى بِيَدِهِ إِلى حَلقِهِ؛ امام صادق عليه السلام به بعضى از شيعيان خود فرمودند: بر شما لازم است پرهيزكارى و تلاش و راستگويى و امانت دارى و چنگ زدن به مذهب خود، زيرا هر يك از شما به هنگام جان دادن، غبطه او را خواهند خورد. دعائم الاسلام، ج۱، ص۶۶ إِن أَحبَبتُم أَن يُحِبَّكُمُ اللّه  وَ رَسولُهُ فَأَدّوا إِذَا ائتُمِنتُم و َاصدُقوا إِذا حَدَّثتُم وَ أَحسِنوا جِوارَ مَن جاوَرَكُم؛ اگر مى خواهيد كه خدا و پيغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند رد كنيد و چون سخن گوييد راست گوييد و با همسايگان خود به نيكى رفتار نماييد. نهج الفصاحه، ح ۵۵۴ اَلمَكارِمُ عَشرٌ ، فَإنِ استَطَعتَ أن تَكونَ فيكَ فَلتَكُن… : صِدقُ الَبسِ ، وَصِدقُ اللِّسانِ ، وَأداءُ الأمانَةِ ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ ، وَإقراءُ الضَّيفِ ، وَ إطعامُ السّائِلِ ، وَ المُكافاةُ عَلىَ الصَّنائعِ ، و َالتَّذَمُّمُ لِلجارِ ، و َالتَّذَمُّمُ لِلصّاحِبِ ، وَ رَأسُهُنَّ الحَياءُ؛ مكارم ده تاست : اگر مى توانى آنها را داشته باش … : استقامت در سختى ها، راستگويى، امانتدارى، صله رحم، ميهمان نوازى، اطعام نيازمند، جبران كردن نيكى ها، رعايت حق و حرمت همسايه، مراعات حق و حرمت رفيق و در رأس همه، حيا. غررالحكم، ج۶، ص۴۴۱، ح۱۰۹۲۶ يا عَلىُّ و َلِلعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: صِدقُ الكَلِمِ وَ اجتِنابُ الحَرامِ و َأَن يَتَواضَعَ لِلنّاسِ كُلِّهِم؛ يا على دانشمند سه نشانه دارد: راستگويى، حرام گريزى و فروتنى در برابر همه مردم. التوحيد، ص۱۲۷ اَقرَبُكُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُكُم لِلحَديثِ و َاَدَّاكُم لِلاَمانَةِ و َاوفاكُم بِالعَهدِ وَ اَحسَنُكُم خُلقا و َاَقرَبُكُم مِن النّاسِ؛ نزديك ترين شما به من در قيامت، راستگوترين، امانتدارترين، وفادارترين به عهد، خوش اخلاق ترين و نزديك ترين شما به مردم است. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۹۴، ح۱۲ إِنَّ اللّه  عَز َّو َجَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبيّا إِلاّ بِصِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلَى الْبَرِّ و َالْفاجِرِ؛ خداى عزوجل هيچ پيامبرى را نفرستاد، مگر با راستگويى، و برگرداندن امانت به نيكوكار و يا بدكار. كافى، ج ۲، ص ۱۰۴، ح ۱ إِنَّ الصّادِقَ أَوَّلُ مَنْ يُصَدِّقُهُ اللّه  عَز َّوَ جَلَّ يَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ وَ تُصَدِّقُهُ نَفْسُهُ تَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ؛ راستگو را نخستين كسى كه تصديق مى كند، خداى عزوجل است كه مى داند او راستگوست و نيز نفس او تصديقش مى كند كه مى داند راستگوست. كافى، ج ۲، ص ۱۰۴، ح۶ يا عَلىُّ اصْدِقْ و َإِنْ ضَرَّكَ فِى الْعاجِلِ فَإِنَّهُ يَنْفَعُكَ فِى الآجِلِ و َلا تَكْذِبْ وَإِنْ يَنْفَعْكَ فِى الْعاجِلِ فَإِنَّهُ يَضُرُّكَ فِى الآجِلِ؛ اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آينده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آينده به ضرر توست. ميراث حديث شيعه، ج ۲، ص ۲۷، ح ۶۵ اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنْجاةٍ وَ كَرامَةٍ و َالْكاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهْواةٍ و َمَهانَةٍ؛ راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى. نهج البلاغه، خطبه ۸۶ لا تَغْتَرّوا بِصَلاتِهِمْ وَ لا بِصيامِهِمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَ الصَّوْمِ حَتّى لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ ، وَلكِنِ اخْتَبِروهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أداءُ الأمانَةِ؛ فريب نماز و روزه مردم را نخوريد، زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى كند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مى كند، بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد. كافى، ج۲، ص ۱۰۴، ح۲ إِذا رَأَيْتَ مِنْ أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارْجُهُ: اَلْحَياءُ و َالأَمانَةُ وَ الصِّدْقُ؛ هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى و راستگويى. نهج الفصاحه، ح ۲۰۵ مَنْ صَدُقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ؛ هر كس راستگو باشد عملش پاكيزه مى شود و رشد مى كند. كافى، ج ۲، ص ۱۰۵، ح ۱۱ يَبْلُغُ الصّادِقَ بِصِدْقِهِ ما يَبْلُغُهُ الْكاذِبَ بِاحْتيالِهِ؛ راستگو، با راستگويى خود به همان مى رسد كه دروغگو با حيله گرى خود. غررالحكم، ج ۶، ص ۴۷۱، ح ۱۱۰۰۶ خَيْرُ مَفاتيحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَيْرُ خَواتيمِهَا الْوَفاءُ؛ بهترين شروع كارها صداقت و راستگويى و بهترين پايان آنها وفا است. بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۱۶۱ اَداءُ الاَمانَةِ و َالصِّدْقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، و َالْخيانَةُ و َالْكَذِبُ يَجْلِبانِ الفَقْرَ وَ النِّفاقَ؛ اداى امانت و راستگويى روزى را زياد مى كند و خيانت و دروغگويى باعث فقر و نفاق مى شود. بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۳۲۷ مَنْ تَحَرَّى الصِّدْقَ خَفَّتْ عَلَيهِ المُؤُنُ؛ هر كس صداقت و راستگويى پيشه كند، بار زندگى براى او سبك مى شود. تحف العقول، ص ۹۱ مَا السَّيْفُ الصّارِمُ فى كَفِّ الشُّجاعِ بِاَعَزَّ لَهُ مِنَ الصِّدْقِ؛ شمشير بُرّنده در دست شجاع براى او دشمن شكن تر از راستگويى نيست. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج۲۰، ص۲۹۶، ح۳۸۷ اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛ زشت‏ترين راستگويى، تعريف انسان از خودش مى‏باشد. غررالحكم، ج ۲، ص ۳۸۸، ح ۲۹۴۲ اِذا اَحَبَّ اللّه‏ُ عَبْدا اَلْهَمَهُ الصِّدْقَ؛ هرگاه خداوند بنده‏اى را دوست بدارد، راستگويى را به او الهام مى‏نمايد. غررالحكم، ج ۳، ص ۱۶۱، ح ۴۱۰۱ يَكْتَسِبُ الصّادِقُ بِصِدْقِهِ ثَلاثا:حُسْنَ الثِّقَةِ بِهِ، و َالْمَحَبَّةَ لَهُ، و َالْمَهابَةَ عَنْهُ؛ راستگو با راستگويى خود، سه چيز را به دست مى‏آورد: اعتماد، محبت و شكوه (در دل‏ها). غررالحكم، ج ۶، ص ۴۸۰، ح ۱۱۰۳۸ لا تَنْظُروا اِلى كَثْرَةِ صَلاتِهِم وَ صَوْمِهِم وَ كَثْرَةِ الحَجِّ و َالْمَعروفِ وَ طَنْطَنَتِهِم بِاللَّيْلِ، وَلكِنِ انْظُرُوا اِلى صِدْقِ الحَديثِ وَ اَداءِ الاَمانَةِ؛ به زيادى نماز و روزه و حج و نيكى و وِرد و ذكر شبانه مردم نگاه نكنيد، بلكه به راستگويى و امانتدارى آنان توجه نماييد. عيون اخبار الرضا عليه ‏السلام ، ج۱، ص ۵۶، ح ۱۹۷ ثَلاثٌ يَقْبَحُ فيهِنَّ الصِّدْقُ: اَلنِّميمَةُ، وَ اِخبارُكَ الرَّجُلَ عَنْ اَهلِهِ بِما يَكْرَهُهُ، وَ تَكذيبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الخَبَرِ؛ در سه چيز راستگويى زشت است: سخن‏چينى، خبر ناخوشايند دادن به مردى درباره زن و فرزندش و تكذيب كردن خبر كسى. خصال، ص ۸۷ ، ح ۲۰ عَلَيْكُمْ بِالصِّدْقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الْجَنَّةِ وَ اِيّاكُمْ و َالْكِذْبَ فَاِنَّهُ مَعَ الْفُجورِ وَ هُما فِى النّارِ؛ شما را سفارش مى‏كنم به راستگويى، كه راستگويى با نيكى همراه است و هر دو در بهشت ‏اند و از دروغگويى بپرهيزيد كه دروغگويى همراه با بدكارى است و هر دو در جهنم ‏اند. نهج الفصاحه، ح ۱۹۷۶ اَلْكَلامُ ثَلاثَةٌ: صِدْقٌ وَكِذْبٌ وَ إِصْلاحٌ بَيْنَ النّاسِ قالَ: قيلَ لَهُ: جُعِلْتُ فِداكَ مَا الاِْصْلاحُ بَيْنَ النّاسِ؟ قالَ: تَسْمَعُ مِنَ الرَّجُلِ كَلاما يَبْلُغُهُ فَتَخْبُثُ نَفْسُهُ، فَتَلْقاهُ فَتَقولُ: سَمِعْتُ مِنْ فُلانٍ قالَ فيكَ مِنَ الْخَيْرِ كَذا وَ كَذا، خِلافَ ما سَمِعْتَ مِنْهُ؛ سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح ميان مردم به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح ميان مردم چيست؟ فرمودند: از كسى سخنى درباره ديگرى مى‏شنوى كه اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت مى‏شود. پس تو آن ديگرى را مى‏بينى و بر خلاف آنچه شنيده‏اى، به او مى‏گويى: از فلانى شنيدم كه در خوبى تو چنين و چنان مى‏گفت. كافى، ج۲، ص ۳۴۱، ح ۱۶ اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَصْديقا لِلنّاسِ اَصْدَقُهُمْ حَديثا وَ اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَكْذيبا اَكْذَبُهُمْ حَديثا؛ هر كس راستگوتر است سخن مردم را بيشتر باور مى‏كند و هر كس دروغگوتر است مردم را بيشتر دروغگو مى‏داند. نهج الفصاحه، ح ۵۹۱ تَحَرِّى الصِّدْقِ وَ تَجَنُّبُ الْكَذِبِ اَجْمَلُ شيمَةٍ وَ اَفْضَلُ اَدَبٍ؛ راستگو بودن و پرهيز نمودن از دروغ، زيباترين اخلاق و بهترين ادب است. كافى، ج ۸ ، ص ۱۵۰، ح ۱۳۲ وَ هُوَ خاتَمُ النَّبيّينَ، اَجْوَدُ النّاسِ كَفّا وَ اَرْحَبُ النّاسِ صَدْرا وَ اَصْدَقُ النّاسِ لَهْجَةً وَ اَوْفَى النّاسِ ذِمَّةً وَ اَلْيَنُهُمْ عَريكَةً وَ اَكْرَمُهُمْ عِشْرَةً مَنْ رَآهُ بديهَةً هابَهُ وَ مَنْ خالَطَهُ مَعْرِفَةً اَحَبَّهُ يَقولُ ناعِتُهُ: لَمْ اَرَ قَبْلَهُ وَ لا بَعْدَهُ مِثْلَهُ؛ او كه خاتم پيامبران بود، بخشنده‏ترين، پرحوصله‏ترين، راستگوترين، پايبندترين مردم به عهد و پيمان، نرم‏خوترين و خوش مصاحبت‏ترين مردم بود، هر كس بدون سابقه قبلى او را مى‏ديد، هيبتش او را مى‏گرفت و هر كس با او معاشرت مى‏نمود و او را مى‏شناخت دوستدارش مى‏شد و هر كس مى‏خواست او را تعريف كند، مى‏گفت: نظير او را پيش از او و پس از او نديده‏ام. بحارالأنوار، ج ۱۶، ص ۱۹۰ كانَ النَّبىّ صلی الله علیه و آله قَبْلَ المَبْعَثِ مَوصوفا بِعِشرينَ خَصلَةً مِن خِصالِ الاَنْبياءِ لَوِ انْفَرَدَ واحِدٌ بِاَحَدِها لَدَلَّ عَلى جَلالِهِ فَكَيْفَ مَنِ اجْتَمَعَت فيهِ؟! كانَ نَبيّا اَمينا، صادِقا، حاذِقا، اَصيلاً، نَبيلاً، مَكينا، فَصيحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخيا، كميا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَليما، رَحيما، غَيورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَميُخالِطْ مُنَجِّما وَ لا كاهِنا و لا عَيافا؛ رسول اكرم صلی الله علیه و آله پيش از مبعوث شدن، بيست خصلت از خصلت‏هاى پيامبران را دارا بودند، كه اگر كسى يكى از آنها را داشته باشد، دليل عظمت اوست؛ چه رسد به كسى كه همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پيامبرى امين، راستگو، ماهر، اصيل، شريف، استوار، سخنور، عاقل، با فضيلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلير و با شهامت، قانع، متواضع، بردبار، مهربان، غيرتمند، صبور، سازگار، و نرم‏خو بودند و با هيچ منجّم (قائل به تأثير ستارگان)، غيب‏گو و پيش‏گويى هم‏نشين نبودند. المناقب لابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۱۲۳ التماس دعا :حسین نوبری

دیدگاه ها برای “ راستگویی وبسایت رسمی حجت الاسلام والمسلمین استاد دکتر حسین نوبری

0 دیدگاه تایید شده
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد. پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.